آرشیو مطالب وبلاگ

مهرماه 1383
آبان ماه 1383
آذرماه 1383
دی ماه 1383
بهمن ماه 1383
اسفندماه 1383
فروردین ماه 1384
اردیبهشت ماه 1384

خردادماه 1384
تیرماه 1384
مردادماه 1384
شهریورماه 1384

مهرماه 1384
آبان ماه 1384
آذرماه 1384
دی ماه 1384

شب، شب یلدا...

امشب، شب یلداست. طولانی ترین شب سال! ساعت از 12 گذشته و دیگه رسماً همون طوری که تاریخ این پست نشون میده، وارد روز بعد شدیم و وارد زمستون... اما حدود 7 ساعت دیگه تا صبح مونده! امشب (نمی گم دیشب!)، خیلی طولانیه...
اما... 7 ساعت تو یه عمر اصلاً حساب نمی شه، امشب هم تموم میشه و صبح میشه. جو سازی شده! امشب اونقدر ها هم طولانی نیست! امشب فقط یه دقیقه طولانی تر از دیشب (نمی گم پریشب!) و فقط یه دقیقه طولانی تر از فرداشب (نمی گم امشب!) هست! خودمون خیلی گنده اش کردیم! به قول شاعر: «اندکی صبر، سحر نزدیک است»
اما یه شب دیگه هست، که از چند ساعت پیش شروع نشده، صبحش هم معلوم نیست! بر خلاف یلدای 30 آذر، این یکی فقط یه دقیقه از رقیباش طولانی تر نیست! اصلاً رقیبی نداره. و بر خلاف یلدای 30 آذر که سالی یه بار تکرار میشه، این هنوز همین یه دونه شم تموم نشده و دومی هم نداره! این شب طولانی، عمرش از عمر حضرت نوح هم بیشتر شده و ما هنوز هم می گیم: «یلدای هجران تا به کی؟!» و انگار، تمومی نداره این تاریکی! چراغ های پرنور هم اونقدر کمن که نمی تونن دنیا رو روشن کنن، لذا هر ثانیه کلی از آدم ها تو خیابونها گم میشن، میرن کنار خیابون و از یه آدم عادی آدرس می گیرن و اون هم که خودش گم شده، آدرس رو اشتباه بهشون میده...
اما... «...و نراه قریباً». به قول شاعر: «اندکی صبر، سحر نزدیک است»

شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب، در صبح باز باشد...


پنجشنبه
 1 دی
 1384

 

ونداد

 

 

نظرات دیگران

 

 nazy پنجشنبه، 1 دی 1384، ساعت 21:11
با سلام و احترام خدمت شما :

قلم زیبایی دارید موفق باشید
ر به قدم و قدم بسر نه
و آنگه قدم از قدم بدر نه

به روز بنشستم


بهر تو حرفها چو قلم بر سر زبان



منتظر لحظه های همیشه بهاری سرسبزتان در سبزخانه ام هستم
E-mail:  nazy_3025@yahoo.com

URL:  http://barsare2rahi.blogfa.com


پاسخ:
سلام.
ممنونم لطف دارین.
مرسی که نظر دادین.



 
 نورا جمعه، 2 دی 1384، ساعت 12:39
هر آدينه به انتظار منجي تو -مهدي موعودت-بر سجاده راز و نياز مي نشينيم كه بيايد و عدالت و حقيقت را به ارمغان بياورد و طنين عشق و پيروزي را بر قلب هاي غمگينمان ندا دهد و وعده پرواز و رهايي را تحقق بخشد.......با سلام...ممنون از حضور سبزتون در سرزمين نور
E-mail:  nooronline_info@yahoo.com

URL:  http://nooronline.persianblog.com


پاسخ:
به امید آن روز...
سلام. خواهش میشه! منم از حضور شما ممنونم.

 

 هانیه جمعه، 2 دی 1384، ساعت 13:44
خدا کنه ما گم نشيم اگر هم شديم زود پيدا شيم... يلدا مبارک
E-mail:  hanieh1117@yahoo.com

URL:  http://aztobato.persianblog.com


پاسخ:
خدا کنه! ممنون، به شما هم مبارک!
مرسی که نظر دادی.



 
 یاس جمعه، 2 دی 1384، ساعت 14:35
سلام بر ونداد عزيز پوزش ميخوام تو اين مدت نتوستم خدمت برسم حسابي شرمنده . از حضور پر مهرت خيلي م هزاران سپاس هر چند با تاخير يلدا رو به شما تبريك ميگم انشالله هميشه لحظه هاي عمرتون شادي و موفقيت باشه
بترين ها را برات آرزومندم
ياس
E-mail:  saheledels@yahoo.com

URL:  http://www.shabnam.blogfa.com


پاسخ:
سلام. خواهش میشه! دشمنات شرمنده!
خواهش میشه، یلدای شما هم مبارک!
ممنون، شما هم همین طور.
مرسی که نظر دادی.



 
 nasrin جمعه، 2 دی 1384، ساعت 21:03
salam.omidvaram shabe yaldaye hameye bicharegan va darmandegan ba zohoore emam zamn be payan berese.be omid an rooz."ya ali"
E-mail:  icylady_b@yahoo.com

URL:  http://www.icylady.persianblog.com


پاسخ:
سلام. الهی آمین!
یاعلی، مرسی که نظر دادی.



 
 جوجو شنبه، 3 دی 1384، ساعت 11:03
سلام خوبی؟
نوشته جالبی بود ولی....
کی قراره ما رو نجات بده؟
امام زمان؟ کییییییییییی؟
فقط خودمونیم که می تونیم خودمون رو نجات بدیم
اصلا از چی مارو باید نجات بدن؟
از کدوم سیاهی؟
از کدوم تاریکی؟
از چی حرف می زنی ونداد؟
E-mail:  ari_shad_307@yahoo.com

URL:  http://www.jo0jo0.blogfa.com


پاسخ:
سلام. خیلی حرف هام واضح بود! چه جالب! یعنی حتی به خدا هم احتیاجی نداری؟! خیلی قدرتمندی! خودتو که نجات دادی یه فکری به حال ما هم بکن!!
از چی؟!! کدوم سیاهی؟! کدوم تاریکی؟!! هیچی ببخشید! حواسم نبود که دنیا پر از چیز های قشنگه و هیچ بدی ای توش راه نداره!!
هیچی! فراموش کن!!!



 
 جوجو شنبه، 3 دی 1384، ساعت 11:03
ببین عزیز
به قول شاعر فقط باید تصور کنی
تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته
جهانی رو که توش هر کسی خوشبخته خوشبخته

من به منجی اعتقاد دارم
این منجی می تونه حالا امام زمان باشه
یا مسیح
یا هر کس دیگه ای
E-mail:  ari_shad_307@yahoo.com

URL:  http://www.jo0jo0.tk


پاسخ:
چشم! می بینم! (فوق العاده ژست عاقل اندر سفیهانه ای بود که اصلاً هم خوشم نیومد ولی تحمل می کنم!!)
آره! میشه تصور کرد. می تونی احادیث زمان ظهور حضرت مهدی رو بخونی. اون موقع اون شعرت کاملاً مصداق داره. متن فوق العاده زیبای سید مهدی شجاعی عزیز رو با عنوان
«به ما نگفتند» -که تو همین سایت هم موجوده- برو بخون! ما جفتمون داریم از یه چیز حرف می زنیم!
خوبه که به منجی اعتقاد داری! چون «فوتوریسم» و اعتقاد به منجی جزء لاینفک همه ادیان الهی (به خصوص زرتشت و مسیحیت) و خیلی از ادیان بشری مثل بوداست! اما در مورد جمله های بعدیت نمی دونم چی بگم!! تو اگه مسلمونی (که در وبلاگت گفته بودی که هستی) باید به امام زمان اعتقاد داشته باشی!! سنی و شیعه نداره! سنی ها هم مهدی رو می شناسن، کما این که خیلی از مهدی های دروغین (و مشهورترینشون مهدی قادیانی) سنی بودن!! اگه به امام زمان اعتقاد نداری یعنی قسمتی از اسلام رو منکر شدی! و دین هم که
Selection نیست! یا همه اش یا هیچیش!! این مشکل رو با خودت حل کن!
حضرت عیسی در رکاب امام زمانه! و در مورد «هر کس دیگه ای» هم واقعاً متأسفم!! اگه این شأن رو برای هر کسی دست یافتنی می دونی، چرا خودت نمی ری منجی شی؟!!!!

 

 سلاله یکشنبه، 4 دی 1384، ساعت 14:13
سلام. یلدای هجران تا به کی؟!

راحت و روان حرف دلتون رو نوشتيد؛ چی موند که ما بگيم؟ أليس الصبح بقريب؟!

خدايا! قلب نازنين مولامون رو از ما شاد کن و همه دل های منتظر رو آروم کن. اميد که ما هم از منتظران واقعی سپيده باشيم. اللهم عجل لوليک الفرج ...
E-mail:  darsayeyeaftab@yahoo.com

URL:  http://darsayeyeaftab.persianblog.com


پاسخ:
سلام.
خواهش میشه!
الهی آمین... (واسه هر چهار تا دعای آخرتون!)
مرسی که نظر دادین.



 
 جوجو یکشنبه، 4 دی 1384، ساعت 14:14
سلام
خوبین؟
نمی دونم تو منظورت از این حرفا چیه
به هر حال اینجا وبلاگ توئه هر جور می خوای جواب بده
به هر حال خواننده ها ی وبلاگت باید به تو حق بدن نه من
E-mail:  ari_shad_307@yahoo.com

URL:  http://www.jo0jo0.tk


پاسخ:
سلام مرسی.
واقعاً از گفتن این حرف ها چه منظوری می تونم داشته باشم؟!! یه چیزی گفتی منم جواب دادم! البته جواب های جالب تر و مؤدبانه ترت مثل این که هنوز مونده!!
البته!! لطف می کنین که این حق رو برام قائلین که هر جور می خوام جواب بدم!!



 
 جوجو یکشنبه، 5 دی 1384، ساعت 14:18
هر دینی به منجی معتقده
ولی اسماشون فرق می کنه
در ضمن محض اطلاع شما برادرن اهل سنت منجی شون قوس گیلانیه
شما مگه اصلا کی هستی و چقدر مطالعه داری که میگی اگه به شخص امام زمان معتقد نباشم نصف دینم رفته
کجای قران اینو نوشته؟!!!!
منظورم از هز کس دیگری هم هر منجی اسمانی دیگری بود
نه هر کسی که از کوچه و خیابان رد میسشه
E-mail:  ari_shad_307@yahoo.com

URL:  http://www.jo0jo0.tk


پاسخ:
خوبه حرف های خودمو به خودم تحویل میدی!!
در مورد اهل سنت، اتفاقاً من مطالعه و اطلاعاتم در زمینه مهدویت فوق العاده زیاده و باز هم به طور قاطع بهت می گم اونها حتی به اسم «مهدی» هم اعتقاد دارن. اگه هم باور نمی کنی حاضرم هر جا که میگی بیام باهات بحث کنم تا قانع شی!
من هم حرفی که زدم این بود که نمیشه نصف دین رو قبول کرد نصفش رو نکرد! اگه دین رو قبول داریم باید همه دین رو قبول داشته باشیم. اگه به حضرت علی به عنوان امام اعتقاد داری باید امام زمان رو هم قبول داشته باشی وگرنه حضرت علی رو هم قبول نداری (این حدیث متواتر پیغمبره: «و من شک فی احد منهم فقد شک فی الکل منهم.») و اینو هم مطمئن باش و یه ذره هم شک به خودت راه  نده که من مطالعه ام از تو بیشتره!!
منظورتو هم باید دقیق بیان کنی! هر کسی وقتی بدون هیچ قیدی بیاد معمولاً یعنی همون هر کسی که از خیابون رد میشه!! (و نه میسشه!!!)



 
 جوجو یکشنبه، 4 دی 1384، ساعت 21:54
راستی فکر می کردم تو وبلاگنوسی باتجربهای باشی ولی الان میبینم اصلا حرف زدن بلد نیستی
من هیچوقت به خوانندم توهین نمی کنم
ژست اندر سفیهانه؟!!!!!
مرسی ونداد!!!
من اهل ژست گرفتن نیستم
ولی عقاید خاص خودمو دارم
همین چند وقت که اومدی وبلاگم باید تا حدودی منو شناخته باشی
ونداد تو رو فقط در حد شعار میبینم
تو برا بهتر شدن دنیات چیکار مردی؟
می خوای تا ظهوز امام زمانت یا منجی دنیا چیکار کنی؟
همینطوری دست روی دست بذاری یکی بیاد؟
متاسفم برات خیلی
تو رو اینجوری نمیشناختم
به وبلاگت احترام زیادی قائل بودم ولی افسوس
E-mail:  ari_shad_307@yahoo.com

URL:  http://www.jo0jo0.blogfa.com


پاسخ:
متشکرم!! شرمنده! شما که هم حرف زدن رو خیلی خوب بلدید و هم تایپ کردن رو به بزرگواری خودتون ببخشید!!
اولاً که بنده خواننده شما نیستم اینجا! شما خواننده منی! و ثانیاً ژست «اندر سفیهانه» نداریم! من گفتم «عاقل اندر سفیهانه» و ثالثاً پس «ببین عزیزم» اول کامنتت چی بود؟!!
آره! من فقط شعار میدم! تو منو به طور کامل می شناسی دیگه؟!! و می دونی که زندگی خصوصی و خارج از وبلاگم چطوریه؟!! ضمن این که تو همین وبلاگ هم فقط محدود به شعار نیست!!
من اگه می خواستم دست رو دست بذارم همین وبلاگ رو هم درست نمی کردم! من این وبلاگ رو واسه فروش آلبوم خواننده محبوبم درست نکردم، من کلی هم خرج کردم و Domain و Host هم گرفتم واسه همین دست رو دست نذاشتن. اما قدرت ما محدوده. من واسه بهتر شدن خودم و دنیای پیرامون خودم هر کاری بتونم می کنم. و تو که هیچ شناختی نسبت به من نداری نمی تونی در این باره در برابر من موضع بگیری! نتیجه این تلاشم رو هم این می دونم که اگه در این راه موفق باشم، در زمره یاران امام زمانم هم به شمار خواهم اومد. در ضمن، تو که میدونی همه ادیان منجی دارن، پس به مسیحی ها هم میگی همین طوری دست رو دست گذاشتین تا مسیح بیاد؟!! تازه اونا که کلاً راحتند و میگن مسیح خودشو فدای ما کرده و ما هر کاری تو دنیا بکنیم عیب نداره چون مسیح تاوانشو پس داده!! در ضمن اصلاً کی گفته از اعتقاد به منجی انفعال نتیجه میشه؟! خودت چی؟! خودت که گفتی به منجی اعتقاد داری! اگه خودت می تونی همه چیز رو درست کنی، پس منجیت به چه دردی می خوره؟!
از تأسفتون هم ممنونم! حالا درباره من چی فکر می کنی؟! فکر می کنی یه آدم خشکه مقدس قرون وسطایی ام؟! هر جوری که دلت بخواد می تونی فکر کنی. اما درباره خشکه مقدس نبودنم می تونی پست های دیگه و
یخچالمو بخونی، و در مورد قرون وسطایی، من یه کارشناس متخصص شبکه، برنامه نویس کامپیوتر و فردی هستم که در زمینه کاری که همه اش هم Hi-Tech هست بسیار موفقم و در ضمن حدود نصف سالهای عمرم رو هم خارج از ایران زندگی کردم. اگه به امام زمان اعتقاد دارم، متأثر از حرف هیچ کس نیست جز خود پیغمبر و ائمه و بشارت های پیامبران گذشته، و نیز عقل خودم و اعتقاد به حکمت و عدالت خدا. من مثل خیلی ها نیستم که چون از آقای X خوشم نمیاد و آقای X به یه چیزی اعتقاد داره پس اون چیز غلطه! چه طور اگه آقای X اعتقاد داشته باشه هر روز باید صبحانه بخوره نمی گی اعتقادش غلطه؟!



 
 جوجو یکشنبه، 4 دی 1384، ساعت 21:58
آره باید میومدم مثل بقیه شب یلدارم تبریک میگفتم
برای ظهور امام زمان دعا می کردم!!!!
آره
متنفرم از کسانی که میان به وبلاگ و یه کامنت می دن تا یه شماره به کامنتها اضافه شه
E-mail:  ari_shad_307@yahoo.com

URL:  http://www.jo0jo0.blogfa.com


پاسخ:
من اصلاً کی گفتم باید میومدی؟!
همه اینهایی که اومدن نظر دادن برای ظهور امام زمان هم دعا کردن؟!
ضمناً من خیلی راحت می تونستم همه کامنت هاتو Deny  کنم اما خواستم با هم بحث کنیم!
منم از این افراد متنفرم!! و مسلماً بیشتر از تو! چون من واسه Commenting وبلاگم سیستم Pending گذاشتم و هر کامنتی رو Accept نمی کنم. تا حالا و مخصوصاً در سه چهار پست اخیر چندین و چند کامنت بوده که چون ربطی نداشته Deny کردم. (از جمله صحبت های خودت در مورد شادمهر و دعوت هایی که هر دفعه به دیدن وبلاگت می کنی چون ربطی به پست ارسالی من نداشته رد شده) روزی هم که کلاً سیستم نظرخواهی رو راه انداختم راجع به این موضوع صحبت کردم که واسه من تعداد مهم نیست! (
می تونی ببینی) شاهدم بر این امر هم اینه که جلو لینک «نظرات دیگران» پایین پستهام تعداد کامنت ها رو نمی نویسم!
خلاصه آقا یا خانم جوجوی عزیز، اگه می خوای واقعاً صحبت کنیم و منو در شأن بحث می دونی، به شدت استقبال می کنم ولی شرطش اینه که از بحث اصلی منحرف نشیم و از اون بدتر توهینی به کسی نشه. قبوله؟!



 
 جوجو دوشنبه، 5 دی 1384، ساعت 14:20
سلام
متاسفم
همین!
E-mail:  ari_shad_307@yahoo.com

URL:  http://www.jo0jo0.blogfa.com


پاسخ:
سلام.
و همچنین!!
ای کاش به جای این همه مغلطه کردن شهامت اینو داشتی که 2 دقیقه مثل دو تا آدم گنده بشینیم با هم صحبت کنیم. کامنت های تو و جواب های من همه برای همه قابل خوندنه و همه می تونن خیلی راحت ببینن کی بیشتر پریده تو حواشی و توهین کرده و کی بیشتر فقط در مورد موضوع مورد بحث صحبت کرده!



 
 جوجو دوشنبه، 5 دی 1384، ساعت 14:26
هر جور می خوای فکر کن
من وبلاگ زدم که به فروش کاست فلان خواننده کمک کنم
من هر کاری اون بکنه می کنم؟
چقدر منو خوب میشناسی؟
هیچی بهت نمی گم فقط برای فهمیدن فقط بخشی از خصوصیات من پیشنهاد می کنم پست آخرمو بخونی
همین
تا بدونی من پسرم یا دختر!
خیلی برات متاسفم
خیلی!
از صمیم قلب!
بای بای
E-mail:  ari_shad_307@yahoo.com

URL:  http://www.jo0jo0.blogfa.com


پاسخ:
در مورد فروش کاست من به شخص خاصی اشاره نکردم ولی به هر حال این یکی از فعالیت های جدید وبلاگ پربار شماست!
تو هر کاری کی بکنه می کنی؟!! من همچین حرفی زدم اصلاً؟!!! از این جمله من این نتیجه رو گرفتی: «من مثل خیلی ها نیستم که چون از آقای X خوشم نمیاد و آقای X به یه چیزی اعتقاد داره پس اون چیز غلطه! چه طور اگه آقای X اعتقاد داشته باشه هر روز باید صبحانه بخوره نمی گی اعتقادش غلطه؟!»؟!!!!!!!! منظور من خیلی واضحه تعجب می کنم!!  من گفتم که از اون آدم هایی نیستم که مثلاً از یه آقایی خوشم نمیاد و اتفاقاً اون آقا به امام زمان اعتقاد نداره پس نتیجه بگیرم امام زمان چیز درستی نیست که همچین آدمی بهش اعتقاد داره. رفع سوء تفاهم شد؟!
اتفاقاً بنده اصلاً و ابداً هیچ داعیه ای نسبت به شناخت جنابعالی نداشته و ندارم و همون طوری که در وبلاگ خودتون هم کامنت گذاشتم: «فکر نمی کردم یه دفعه شروع کنی به توهین به خودم و شخصیت و وبلاگ و خوانندگانم فقط به خاطر یه اعتقادی که من دارم و تو نداری!!» و حالا فکر می کنم بعد از این همه صحبت با همدیگه و منش بزرگوارانه شما در بحث، به قدر لازم شناخته باشمتون و نیازی به این که مزاحم وبلاگتون بشم تا فقط بخشی از خصوصیاتتونو بدونم نداشته باشم!! با این وجود به پیشنهادتون عمل کردم و رفتم دیدم. البته چون خیلی طولانی بود یه قسمت هاییشو بیشتر نخوندم! حدسم درست بود چون همین حرفها و بحث ها بیشتر برای شناختن آدمها مفیده تا ادوکلن و بازیگر و خواننده ای که دوست داره!!
اتفاقاً تو همون پستت فهمیدم که ظاهراً پسری و این بر خلاف حدسم بود که احتمالاً کسی که اسم وبلاگشو گذاشته «جوجو» و توش چیزهای عامه پسندانه -که طرفداراش هم بیشتر دختران- می نویسه احتمالاً دختره! لذا ببخشید!
باز هم از ابراز تأسفتون ممنونم!!!!!!!
بای بای!!!!!



 
 جوجو دوشنبه، 5 دی 1384، ساعت 14:27
من رفتم ، میروم جایز نیست،من رفتم!
E-mail:  ari_shad_307@yahoo.com

URL:  http://www.jo0jo0.blogfa.com


پاسخ:
این هم یه کامنت پربار دیگه!!
خواهش می کنم! خدا به همراهت!!
ولی این رو به عنوان یه نصیحت از یه آدم بزرگترت بشنو. همیشه سعی کن بتونی با کسی که باهات هم عقیده نیست بحث کنی تا حقیقت پیدا شه. و بحث هم راه و رسمی داره واسه خودش! اصلاً ربطی هم به عقیده نداره کلاً اگه بخوای هر کسی که خلاف تو حرف زد رو فقط بهش توهین کنی و همه چیزشو ببری زیر سؤال و... خودت به هیچ جایی نمی رسی! حالا که پسری بدون مرد اونیه که اونقدر شهامت داره که بیاد و شجاعانه از حرفی که زده (فقط حرفی که زده) دفاع کنه و حرف طرف مقابل (فقط حرفش، نه شخصیت و چیزهای دیگه اش!) رو نقد کنه. کسی که هی مغلطه کنه و از بحث اصلی بزنه بیرون و حاشیه بزنه و از همه بدتر رو بیاره به توهین و این چیزها، در حقیقت خودش بزدله!!
امیدوارم اگه تو راست می گی خدا منو هدایت کنه و اگه من راست می گم خدا تو رو هدایت کنه و اگه هر دوتامون اشتباه می کنیم خدا جفتمونو هدایت کنه! خلاصه ان شاءا... جفتمون هدایت شیم!!



 
 Faegheh.t دوشنبه، 5 دی 1384، ساعت 23:23
سلام.من تازه امشب با وبلاکت اشنا شدم.داشتم از اول نوشته هات رو میخوندم که دیدم اولین نوشته ات درباره ی تولد و مرگ واینجور چیزهاست بدجوری موهای تنم رو سیخ کردی اخه پنج روز دیگه تولدمه ازت ممنونم چون باعث شدی حد اقل یه خورده به خودم بیام.پیروز باشی. یاعلی
E-mail:  faghooly_t1010@yahoo.com URL:  وارد نشده است

پاسخ:
سلام. افتخاریه! البته اون اولین پستم نبود اولین پستی بود که تو صفحه نشون داده میشه (چون تو هر صفحه 10 تا پست بیشتر نشون داده نمیشه). فکر کنم تو همون پست هم نوشته بودم که پست هفتمه! خلاصه آره، من تو پست تولدم از مرگ صحبت کرده بودم، مرگی که خیلی به ما نزدیکه و ما نمی بینیمش!! خواهش میشه کاری نکردم که! از الآن هم تولدت مبارک.
مرسی که نظر دادی، بازم خوشحال میشم سر بزنی. یا علی...



 
 فائقه. ط دوشنبه، 5 دی 1384، ساعت 23:41
بازم سلام نمیدونم میتونم باهات راحت باشم یا نه .من تازه با وبلاگ اشنا شدم می خواستم ببینم میتونم راحت حرف بزنم؟؟؟؟
E-mail:  faghooly_t1010@yahoo.com URL:  وارد نشده است

پاسخ:
بازم سلام. اینجا همه راحتن! حتی کسانی که با من مخالفن. به عنوان مثال هم می تونی نظرات «جوجو» رو در همین صفحه و
نظ
رات «امیر» رو درباره پست 5 بخونی و ببینی که چقدر راحت با هم حرف می زنیم. خلاصه چرا که نه؟!!

 

 بیتا سه شنبه، 6 دی 1384، ساعت 14:23
سلام.این دفعه عجب نظرات دیگران جنجالیی داشتی!!از خود پستت هیجانی تر بود!این هم از محسنات اینه که نظرات را همون موقع جواب می دی.
خلاصه چقدر این جوجوه جیک جیک می کرد!!البته این اجازه را به خودم نمی دم که بخوام در بحث شما دخالت کنم.وقتی دو تا بلبل دارن با هم بحث می کنن که یه جوجو نمی پره وسط!! ولی خوب اگه بیشتر از حد خودش می خواست در مورد تو نظر بده و بیشتر از این پاشو رو دم شیر(اونم از نوع اصیل و مردادیش) بذاره ،دیگه حسابی بد می دید و اونوقت بود که باید با ما طرفدارهای پر و پا قرص ونداد روبه رو می شد.

در هر حال باز هم باید به تو آفرین گفت و ازت تشکر کرد که انقدر قشنگ و مودبانه و محکم و استوار بحث کردی و همچنان نگذاشتی کوچکترین خدشه ای به شخصیت بی نظیرت وارد شه.تنها چیزی هم که می خوام به جوجو بگم اینه که: جوجو جان شما هنوز کوچولو تر از آن هستی که بخوای بفهمی ونداد کیه و با قلب پاک و مهربونش آشنا شی و در مورد اون نظر بدی.

همیشه باعث افتخار همه ی دوستدارانت هستی.راستی مطالب پست ات هم مثل همیشه تاثیر گذار و قابل تفکر بود،ممنون از تو. انشاالله همیشه موفقیت در دستان مهربانت باشد
E-mail:  uunique_girl@yahoo.com URL:  وارد نشده است

پاسخ:
سلام. بابا مرسی! پس بالاخره یکی پیدا شد که هوای ما رو داشته باشه!
خواهش میشه. بابا بی خیال درسته که پستم واسه شب یلدا بود ولی این همه هندونه دیگه خداییش زیاده!!!
مرسی که نظر دادی.



 
 نورا سه شنبه، 6 دی 1384، ساعت 17:29
زندگي زيباست اگر پري مهربان قصه ها از بستر خاطره ها برخيزد و در معصوميت و صداقت ناب کودکان همواره زنده بماند....
زندگي زيباست ، اگر روح آزاد عشق و محبت اسير زندان فراموشي دل نگردد و خزان يأس گلبوته هاي اميد بهار جان را در وسعت انتظار زرد خويش ، مدفون نسازد
E-mail:  nooronline_info@yahoo.com

URL:  http://nooronline.persianblog.com


پاسخ:
زندگی زیباست ای زیباپسند
زنده اندیشان به زیبایی رسند
(آخر تکرار و کلیشه بود، نه؟! ولی از مغز کوچیکم همین اومد بیرون!!)
مرسی که نظر دادین.



 
 جوجو چهارشنبه، 7 دی 1384، ساعت 13:33
سلام دوباره!
نمی دونم از اومدن من خوشحالی یا ناراحت!
من اومدم و به وبلاگت سر زدم!
و دارم می نویسم که بدونی پنهانی نمیام

سلام ونداد!
امروز برای تو دارم می نویسم!
برای کسی که خیلی مطالعه داره!
از من بزرگتره!
خارج از کشور زندگی کرده!
مطالعاتش از من زیادتر بوده گویا!
به با عجله تایپ کردن من ایراد می گیره!
برای Host و Domain پول خرج کرده!
با طعنه و کنایه وبلاگ منو ( وبلاگ پربار) خطاب می کنه! و یادش نمیاد که اولین بار که به وبلاگ من سر زد چی گفت!

و من با نام مستعار جوجو! ( چون از بچگی از این اسم خوشم میومد!)
متولد 66 ! و خیلی کوچکتر از شما!
تازه امسال وارد دانشگاه سراسری شدم ! (بدون پشت کنکور موندن در رشته ادبیات انگلیسی!)
مطالعاتم کم نبوده زیاد هم نبوده!
خارج از کشور نبودم!
یه وبلاگ مفتی از بلاگفا ردیف کردم که فقط بنویسم!
هیچ وقت نظری رو در وبلاگم deny نکردم! حتی فحش و توهین!
یادم نمیاد کاست کسی رو تبلیغ کرده باشم!
نمی خوام راجع به بحثی که تا حالا کردیم حرف بزنم چون هر دوتامون یه اعتقاد داریم
و اون اینکه هر دو به منجی معتقدیم! فکر کنم همین کافیه!
ولی این وسط حرفای دیگه ای ردوبدل شد!
می خوام راجع به اونا حرف بزنم!
برای اولین بار تو بودی که شروع به توهین کردی:
(فوق العاده ژست عاقل اندر سفیهانه ای بود که اصلاً هم خوشم نیومد ولی تحمل می کنم!!)

تو بودی که برای اولین بار به جای اینکه به لب کلام دقت کنی به تایپ کردن من ایراد گرفتی !
(...خیابون رد میشه!! (و نه میسشه!!!))
بگذریم که نحوه جواب دادن تو چه جوری بوده و از اولین پاسخت یه نوع تمسخر وجود داره!
تو گفتی که هر نظری رو جواب نمی دی و نظراتی که ربطی به موضوع نداره deny می کنی!
در جوابی که به بیتا دادی کاملا این مساله مشهوده!!!
واقعا جوابی که به این عزیز دلت دادی منو مردد کرد در فرستادن این مطالب ولی خب...
راستی نظر جالبی داشت این دختر ( منحصر به فرد)! کلی خندیدم جون تو!
هه هه هه!
من اگه به وبلاگ تو اومدم و نظر دادم به خاطر این بوده که به تو ارزش قائل شدم
و اگه اومدم و تو رو به وبلاگم دعوت کردم (اگه اشتباه نکنم تعدادشون به تعداد انگشتان یک دست هم نشده نه" هر دفعه") به خاطر همین ارزش بوده
صحبتهای من در مورد شادمهر در جواب حرفای خودت در مورد اون بود
یک بار هم که تورو برای پاسخگویی به سوالات دعوت کردم یک بار هم برای دیدن جوابها!
E-mail:  ari_shad_307@yahoo.com

URL:  http://www.jo0jo0.blogfa.com


پاسخ:
سلام.
از اومدنت خوشحال شدم چون مثل این که این دفعه می خوای مردونه بحث کنی و منو نقد کنی و دیگه رو نیاری فقط به گفتن «متأسفم» و این چیزها! و همون طور که همون اول گفته بودم: «
اگه می خوای واقعاً صحبت کنیم و منو در شأن بحث می دونی، به شدت استقبال می کنم ولی شرطش اینه که از بحث اصلی منحرف نشیم و از اون بدتر توهینی به کسی نشه.» از اومدن دوباره ات به شدت استقبال می کنم. اصولاً کسی که بر حقانیت خودش مطمئن باشه، از اومدن هیچ مخالفی -اگر شرایط بحث نرمال باشه- ناراحت نمیشه.

اول باید بگم که اون حرفهایی که من درباره مطالعه، بزرگتر بودن، خارج بودن و پول خرج کردن گفتم به هیچ وجه واسه فخرفروشی نبوده. بلکه هر کدومش جوابی مقتضی به اتهامی که از سوی شما وارد می شده بوده! کاملاً بازش می کنم تا سوء تفاهمات برطرف شه:
1- اولین مورد، مطالعه بود. تو در چهارمین کامنتی که برای این پست گذاشتی (و در بالا مشهوده) گفتی: «شما مگه اصلا کی هستی و چقدر مطالعه داری؟» و من در جواب این حرف شما عرض کردم: «اتفاقاً من مطالعه و اطلاعاتم در زمینه مهدویت فوق العاده زیاده و.... اگه هم باور نمی کنی حاضرم هر جا که میگی بیام باهات بحث کنم تا قانع شی!»
2- واقعاً من از این که گفتم از تو بزرگترم چه فخرفروشی ای می تونم داشته باشم؟!! فرعون
n سال از همه ما بزرگتر بود ولی آدم خوبی بود؟!
3- خارج از کشور بودن هم باز در جواب شما بود که در پنجمین کامنتت گفتی: «ونداد تو رو فقط در حد شعار میبینم. تو برا بهتر شدن دنیات چیکار مردی؟ می خوای تا ظهوز امام زمانت یا منجی دنیا چیکار کنی؟ همینطوری دست روی دست بذاری یکی بیاد؟ متاسفم برات خیلی. تو رو اینجوری نمیشناختم...» و من باز در جوابت عرض کردم: «از تأسفتون هم ممنونم! حالا درباره من چی فکر می کنی؟! فکر می کنی یه آدم خشکه مقدس قرون وسطایی ام؟! هر جوری که دلت بخواد می تونی فکر کنی. اما درباره خشکه مقدس نبودنم می تونی پست های دیگه و
یخچالمو بخونی، و در مورد قرون وسطایی، من یه کارشناس متخصص شبکه، برنامه نویس کامپیوتر و فردی هستم که در زمینه کاری که همه اش هم Hi-Tech هست بسیار موفقم و در ضمن حدود نصف سالهای عمرم رو هم خارج از ایران زندگی کردم. اگه به امام زمان اعتقاد دارم، متأثر از حرف هیچ کس نیست جز خود پیغمبر و ائمه و بشارت های پیامبران گذشته، و نیز عقل خودم و اعتقاد به حکمت و عدالت خدا...» ضمن این که باز مشخصه که چند سال خارج از ایران بودن کمالی واسه کسی نداره و کسی که اینجا اثر مثبت داره قابل مقایسه با کسی که اونور آبها تو خیابون ول میگرده نیست. اینو من واسه این گفتم که بدونی که اعتقاد من به امام زمان (عج) از جو حاکمه تشیع در ایران متأثر نشده و در حقیقت برای رفع همین اتهاماتی بود که در کامنت این دفعه ات به طور ضمنی وار کردی و بهش می رسیم. من هیچ پزی واسه این که چند سال ایران نبودم ندارم و اینو وقتی می تونی بفهمی که از بین دوستان بی شمار من اونایی که اینو می دونن 10 نفر هم نمی شن. فقط جاهایی که احساس کردم لازمه که بگم گفتم.
4- دلیل این که بهت گفتم: «اینو هم مطمئن باش و یه ذره هم شک به خودت راه  نده که من مطالعه ام از تو بیشتره!!» هم این بود که تو اگه یه ذره، فقط یه ذره مطالعه در زمینه مهدویت در اهل سنت داشتی می فهمیدی که اونا هم به منجی و منجی ای که اسمش هم مهدی است اعتقاد دارن. کتاب های بسیاری از دانشمندان اهل سنت فقط در مورد امام زمان (با نام مهدی) نوشته شده، مثل: کتاب «المهدی» که بخشی از سنن ابی داود که یکی از مهمترین کتب اهل سنته هست، نوشته ابو داوود سجستانی، کتاب «الأربعین و مناقب المهدی و صفه المهدی» نوشته ابونعیم اصفهانی، «عرف الوردی فی أخبار المهدی» نوشته سیوطی، «القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر» نوشته این حجر هیثمی، «البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان و تلخیص البیان» نوشته متقی هندی، «المهدی إلی ما ورد فی المهدی» نوشته ابن طولون، «المشرق الوردی فی مذهب المهدی» نوشته ملا علی القاری و... همون طور که قبلاً هم گفتم خیلی از کسانی که ادعای مهدویت کردن در طول تاریخ، سنی بودن. مثل: مهدی قادیانی (در پاکستان که بسیار هم معروفه)، ابن تومرت (در مراکش که اون هم بسیار معروفه)، مهدی کرد (در عثمانی)، محمد احمد بن عبدالله سودانی (در سودان) و... می بینی که همگی اینها به اسم «مهدی» هم اعتقاد دارن.
5- این که به با عجله تایپ کردن تو ایراد می گیرم، شاید درست باشه! ولی اولاً من هم سریع تایپ می کنم ولی غلط غولوط تایپ نمی کنم، ثانیاً پس معلومه با عجله هم بحث می کردی که بیشتر میزدی تو حاشیه، و ثالثاً غلط های املایی (تایپی یا غیر تایپی) باعث پایین اومدن ارزش فرد میشه! من اگه یه کتابی بدن دستم و بگن خیلی علمیه ولی توش پر غلط املایی باشه، نویسنده اش تو ذهنم خیلی کوچک میشه...
6- خرج کردن من برای
Domain و Host هم واسه فخر فروشی نبوده باز. اینو هم در جواب همون جملاتی که تو کامنت پنجمت گذاشته بودی: «تو برا بهتر شدن دنیات چیکار مردی؟ می خوای تا ظهوز امام زمانت یا منجی دنیا چیکار کنی؟ همینطوری دست روی دست بذاری یکی بیاد؟» گفتم: «من اگه می خواستم دست رو دست بذارم همین وبلاگ رو هم درست نمی کردم! من این وبلاگ رو واسه فروش آلبوم خواننده محبوبم درست نکردم، من کلی هم خرج کردم و Domain و Host هم گرفتم واسه همین دست رو دست نذاشتن.» آیا این واقعاً پز دادنه؟!!
7- قبل از این که من به وبلاگ تو با طعنه و کنایه (به قول خودت) بگم پربار، شما این جمله ها رو در مورد وبلاگ من فرموده بودی: «به وبلاگت احترام زیادی قائل بودم ولی افسوس» (در کامنت پنجمت)، اتهام به این وبلاگ که فقط دنبال کامنت های زیاده در کامنت ششمی که گذاشتی: «
آآره باید میومدم مثل بقیه شب یلدارم تبریک میگفتم برای ظهور امام زمان دعا می کردم!!!! آره. متنفرم از کسانی که میان به وبلاگ و یه کامنت می دن تا یه شماره به کامنتها اضافه شه»، و کنایه به این وبلاگ که ارزش یک ثانیه موندن هم نداره در کامنت هشتمت: «من رفتم ، میروم جایز نیست،من رفتم!». در ضمن، اینی که گفتی: «و یادش نمیاد که اولین بار که به وبلاگ من سر زد چی گفت!» شاید حق با تو بوده باشه! رفتم دوباره ببینم چی برات نوشتم. پست تو درباره شادمهر بود، منم یه سری چیز گفتم که اصلاً از شادمهر خوشم نمیاد و آخرش گفتم: «البته اينا رو نگفتم كه جنگ لفظی درست كنيم!! من كلاً فقط تو وبلاگ هايی كامنت ميذارم كه ازشون خوشم بياد! اگه وبلاگي كلی بر خلاف عقايد من هم مطلب بنويسه من تا از خود وبلاگش خوشم نياد و از احتمال بازديد اون از سايت من استقبال نكنم واسش كامنت نمی ذارم!» این یعنی دعوت از کسی که ازش خوشم اومده به دیدن وبلاگ من، و می بینی که هنوز هم از اومدنت استقبال می کنم. یکی از دلایلی هم که از وبلاگت خوشم اومده بود نقل قسمت هایی از دعای حضرت امام سجاد علیه السلام در وداع ماه مبارک رمضان بود.

اما در مورد حرفهایی که در مورد خودت زدی و توش تلویحاً خواستی دوباره منو متهم به توهین کنی:
خیلی کوچکتر از من هم نیستی! من هم متولد 63 هستم و فقط سه سال ازت بزرگترم.
قبولیت تو دانشگاه هم مبارکه. این که نیمه دوم 66 هستی ولی امسال دانشجو شدی یعنی این که احتمالاً یه سال زودتر رفتی مدرسه یا این که شناسنامه تو شهریور گرفتی که نشون میده که به هر حال آدم باهوشی هستی و خوشحالم که دارم با کسی بحث می کنم که آدم باهوشیه.
البته مطالعاتت در زمینه مهدویت کم بوده!
وبلاگ در بلاگفا هم کی گفته که نقصه؟! اگه باز می خوای منو به خاطر حرف زدن از Domain و Host متهم به پز دادن بکنی باید دوباره توضیح بدم که من منظورم این بود که به خاطر دست روی دست نذاشتن غیر از این که از وقتم مایه می ذارم و وقت می ذارم رو وبلاگ، واسه اش خرج مالی هم کردم. یعنی خواستم بگم عزمم تو دست رو دست نذاشتن خیلی هم محکمه. امیدوارم این دفعه سوء تفاهم رفع شه!
این که هیچ کامنتی رو Deny نکردی اصلاً و ابداً کمال و صفت خوبی نیست که به رخ من می کشی: «(حتی فحش و توهین)» الآن مشهورترین وبلاگ های ایرانی و غیر ایرانی Pending دارن. (اصلاً منظورم این نیست که منم به تبعیت از اونا این کار رو کردم، من دو تا انتخاب داشتم و یکیشو که فیلترینگ کامنت ها بود انتخاب کردم) اتفاقاً فحش و توهین یکی از چیزهاییه که من Accept می کنم و فقط چیزهایی رو Deny می کنم که ربطی به پست ارسالیم نداره (و خیلی هم مؤدبانه است). و این ها رو هم باز در جواب تو که در کامنت ششمت گفته بودی: «آره باید میومدم مثل بقیه شب یلدارم تبریک میگفتم برای ظهور امام زمان دعا می کردم!!!! آره. متنفرم از کسانی که میان به وبلاگ و یه کامنت می دن تا یه شماره به کامنتها اضافه شه» گفته بودم که بدونی من تعداد کامنت ها اصلاً واسه ام مهم نیست. اتفاقاً اگه تعداد واسه ام مهم بود همه چیز رو Accept می کردم.
در مورد اون چیزی که یادت نمیاد اشکالی نداره، من یادت میارم: پست دوتا مونده به آخر شما (اگه اشتباه نکنم) که در مورد زنده یاد رضا سعیدی نوشته بودی، آخرش نوشته بودی: «یکی از دوستان قرار هستش که از دوبی چندین نسخه اوریجینال از کاست شادمهر ( پاپکرن) رو بیارن! وبلاگ جوجو به همراه چند وبلاگ و وبسایت شادمهری دیگه قرار هست که اینارو با قیمتی واقعا" مناسب بفروشیم! انشاالله به زودی چگونگی فروشش رو در وبلاگ اعلام می کنم!» آیا این تبلیغ نیست؟! و
پست قبلی اون که تماماً اختصاص به تبلیغ کاست «رگ خواب» داره.

در مورد این که گفتی: «نمی خوام راجع به بحثی که تا حالا کردیم حرف بزنم چون هر دوتامون یه اعتقاد داریم و اون اینکه هر دو به منجی معتقدیم! فکر کنم همین کافیه!» اصلاً و ابداً باهات موافق نیستم و اتفاقاً دوست دارم بیشتر بحث کنیم. اعتقاد به منجی همون طور که گفتم مال همه ادیانه و این اصلاً کافی نیست. تو اگه مسلمونی باید به منجی ای که اسمش «مهدی» هست معتقد باشی. حالا اگه نمی خوای بحث رو ادامه بدیم تو نخواستی در حالی که من آماده ام و این کاملاً نتیجه گیری رو برای همه آسون می کنه که در این مناظره حرف کی درست تر بوده.

اما گفتی: «برای اولین بار تو بودی که شروع به توهین کردی: (فوق العاده ژست عاقل اندر سفیهانه ای بود که اصلاً هم خوشم نیومد ولی تحمل می کنم!!)» اولاً که این جمله من در جواب تو بود که گفته بودی: «ببین عزیزم» و این ببین عزیزم یعنی یه چیزیو می خوای به یه کسی که نمی فهمه تفهیم کنی! خودتم میدونی (با توجه به اینکه می دونم باهوشی) و لطفاً هم نگو که نه! ضمن این که این اصلاً کجاش توهینه؟! من با این جمله گفتم که با وجود اینکه حرفت توهین آمیز بود ولی من جوابتو نمیدم و تحمل می کنم!! ضمن این که اگه یادت رفته می تونم بقیه توهین هایی که به من کردی (و اوج اون پنجمین کامنتت که سرشار از توهینه با این که اولش گفتی: «من هیچوقت به خوانندم توهین نمی کنم») رو واست بشمارم و تو هم توهین های منو بشماری ببینی کی بیشتر توهین کرده!! همه حرفهامون هم اینجا هست و هر کسی می تونه قضاوت کنه!
بعد گفتی: «تو بودی که برای اولین بار به جای اینکه به لب کلام دقت کنی به تایپ کردن من ایراد گرفتی ! (...خیابون رد میشه!! (و نه میسشه!!!))» بله. کاملاً درسته، من به تایپ کردن تو ایراد گرفتم ولی این که گفتی «به جای اینکه به لب کلام دقت کنی» کاملاً خلاف واقعیته. من به لب کلامت دقت کردم و جوابتو دادم و همون طور که خودتم می دونی ایرادی که به غلط تایپیت گرفتم آخرین کلمه اون نوشته هام بود. اگرم یادت رفته دوباره یادآوری می کنم: تو در دومین کامنتی که گذاشتی گفته بودی: «من به منجی اعتقاد دارم این منجی می تونه حالا امام زمان باشه یا مسیح یا هر کس دیگه ای» و من در جوابت گفتم: «...و در مورد «هر کس دیگه ای» هم واقعاً متأسفم!! اگه این شأن رو برای هر کسی دست یافتنی می دونی، چرا خودت نمی ری منجی شی؟!!!!» تو در کامنت چهارمت دوباره جواب دادی: «منظورم از هز کس دیگری هم هر منجی اسمانی دیگری بود نه هر کسی که از کوچه و خیابان رد میسشه» و من باز جوابتو دادم: «منظورتو هم باید دقیق بیان کنی! هر کسی وقتی بدون هیچ قیدی بیاد معمولاً یعنی همون هر کسی که از خیابون رد میشه!! (و نه میسشه!!!)» که همون طور که خودت قبلاً هم میدونستی، باز هم می بینی که من کاملاً اول جوابتو دادم و بعد به غلط تایپیت ایراد گرفتم.
در ادامه گفتی: «
بگذریم که نحوه جواب دادن تو چه جوری بوده و از اولین پاسخت یه نوع تمسخر وجود داره!» شاید این حرفت هم درست باشه. دوباره یه نگاهی به اولین کامنت تو و اولین جواب من میندازیم: تو گفتی: «کی قراره ما رو نجات بده؟ امام زمان؟ کییییییییییی؟ فقط خودمونیم که می تونیم خودمون رو نجات بدیم. اصلا از چی مارو باید نجات بدن؟ از کدوم سیاهی؟ از کدوم تاریکی؟ از چی حرف می زنی ونداد؟» نگو که واقعاً منظور منو از پستم نفهمیده بودی که اصلاً باور نمی کنم. متن من خیلی خیلی واضح بود و همون طور که بعداً خودتم اشاره کردی همه اونایی که کامنت گذاشتن فهمیده بودن راجع به امام زمانه، چطور تو که میدونم باهوش هم هستی نفهمیدی؟!! و جمله «از چی حرف می زنی ونداد؟» اگه کنایه آمیز نیست چیه پس؟! تو گفتی «از کدوم سیاهی؟ از کدوم تاریکی؟» انگار که همه چیز دنیا رو اصول انسانی انجام میشه و هیچ ظلم و هیچ تضییع حقی وجود نداره در حالی که در آخرین پستی که گذاشتی خودت داری از همین چیزها حرف میزنی. وقتی شعر سیاوش قمیشی رو می نویسی که: «تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته-جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته/جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست-جواب هم‌صدایی‌ها پلیس ضد شورش نیست/نه بمب هسته‌ای داره، و نه بمب‌افکن نه خمپاره-دیگه هیچ بچه‌ای پاشو روی مین جا نمی‌زاره/همه آزاده آزادن، همه بی‌درد بی‌دردن-تو روزنامه نمی‌خونی، نهنگا خودکشی کردن» پس می بینی که خودت از در انکار وارد شدی و چشماتو بستی و حرفی زدی که خودتم میدونستی غلطه! منم از اونجایی که بحث با کسی که از در انکار (و نه برای جست و جوی حقیقت) وارد میشه نتیجه ای نداره در جوابت با همون حالت کنایه آمیز خودت گفتم: «خیلی حرف هام واضح بود! چه جالب! یعنی حتی به خدا هم احتیاجی نداری؟! خیلی قدرتمندی! خودتو که نجات دادی یه فکری به حال ما هم بکن!! از چی؟!! کدوم سیاهی؟! کدوم تاریکی؟!! هیچی ببخشید! حواسم نبود که دنیا پر از چیز های قشنگه و هیچ بدی ای توش راه نداره!! هیچی! فراموش کن!!!» می بینی که تمسخر ضمنی که ازش حرف زدی قبل از حرف های من تو حرف های خودت مشهود بود.
اما بعد دوباره گفتی: «
تو گفتی که هر نظری رو جواب نمی دی و نظراتی که ربطی به موضوع نداره deny می کنی! در جوابی که به بیتا دادی کاملا این مساله مشهوده!!! واقعا جوابی که به این عزیز دلت دادی منو مردد کرد در فرستادن این مطالب ولی خب...» اولاً که نظری که بیتا داده بود اصلاً بی ربط نبود هم درباره بحث ما نظر داد هم درباره پست ارسالی من. Accept کردن یه نظر هم هیچ وقت به معنی تأیید اون نظر نیست و همون طور که من تمام کامنت های تو رو -که هیچ کدومشون رو قبول ندارم- Accept کردم نظر بیتا رو هم Accept کردم. ضمن این که عبارت «عزیز دلت» یه توهین بسیار زشت دیگه است که به توهین های قبلی اضافه شد. و جوابی که به بیتا دادم، چه توهینی به تو شده بود توش؟! من بهش فقط گفتم: «پس بالاخره یکی پیدا شد که هوای ما رو داشته باشه!» اینو به خاطر این نوشتم که اون اولین کسی بود که درباره بحث ما نظر داد و با این که ما چند روز بود اینجا داشتیم بحث می کردیم هر کی نظر میداد اصلاً به بحث ما هیچ اهمیتی نداده بود.
در ادامه هم گفتی: «ر
استی نظر جالبی داشت این دختر ( منحصر به فرد)! کلی خندیدم جون تو! هه هه هه!» که این هم کاملاً نقض کننده اون حرفیه که قبلاً زده بودی که من هیچ وقت توهین نمی کنم.
در آخر هم گفتی: «من اگه به وبلاگ تو اومدم و نظر دادم به خاطر این بوده که به تو ارزش قائل شدم و اگه اومدم و تو رو به وبلاگم دعوت کردم (اگه اشتباه نکنم تعدادشون به تعداد انگشتان یک دست هم نشده نه" هر دفعه") به خاطر همین ارزش بوده صحبتهای من در مورد شادمهر در جواب حرفای خودت در مورد اون بود یک بار هم که تورو برای پاسخگویی به سوالات دعوت کردم یک بار هم برای دیدن جوابها!» اینو در جواب این جمله من که گفته بودم: «...چندین و چند کامنت بوده که چون ربطی نداشته Deny کردم. (از جمله صحبت های خودت در مورد شادمهر و دعوت هایی که هر دفعه به دیدن وبلاگت می کنی چون ربطی به پست ارسالی من نداشته رد شده)» گفتی. اولاً باید تشکر کنم از ارزشی که به من قائل شدی و منو دعوت کردی و همون طور که دیدی من با این که کامنتتو Deny کردم ولی دعوتتو پذیرفتم و هر دفعه که دعوت کردی اومدم و کامنت هم گذاشتم. من در مورد تعدادشون هم هیچ حرفی نزدم و منظورم از «هر دفعه» اصلاً تکثر نبوده بلکه این بوده که هر دفعه اومدی دعوتم کردی Deny کردم. درسته که صحبت های تو در مورد شادمهر در جواب همون کامنت اول من تو وبلاگت بوده اما به هر حال ربطی به پست ارسالی من نداشته و همون طور که تو پست ماقبل آخرم هم گفته بودم: «واقعاً از این اخلاق اغلب وبلاگ نویس ها که جواب های همدیگه رو تو صفحه کامنت های همدیگه می نویسن (مثل Scrapbook اورکات!!) خیلی بدم میاد.»



 
 جوجو چهارشنبه، 7 دی 1384، ساعت 13:35
و برسیم به حرفای اصلی!
ممکنه این حرفا از نظر تو بی ربط باشند!
ولی ازت می خواهم بیشتر رویشان فکر کنی

"متاسفانه در جامعه ای که ریاکاری و تظاهر رسم دینداریست من چه انتظاری از شما می توانم داشته باشم
احتمالآ تاحالا متوجه شده اید در اطراف ما کسانی زندگی میکنند که اعمالی که انجام میدن سنخیتی با اعمالی که در ادیان آسمانی گفته شده نداره ولی وقتی باب حرف زدن باز میشه به جد حامی سخنان الهی هستند
به طور خلاصه دین در دین داران امروزی معنای دیگری پیدا کرده و دین فقط در جاهایی خوبه که با سود و منفعتشون ناسازگار نباشه
نمی دانم چقدر از شخصیتهای برجسته جهان شناخت دارید ولی به هر حال ذکر این نکته که نباید هر صحبتی را جدی گرفت را یادآوری می کنم
وقتی که بتهوون بعد از نواختن یکی از معجزه هایش مورد تشویق انبوهی از مردم قرار گرفت پشت به آنها کرد
به او گفتند چرا؟ این مردم دارن برای تو کف می زنند!!!
او گفت: تمام این عذابها زیر سر همین مردم است!
اگر دل پاک باشد نیاز به گفتن ندارد
اگر روح صاف باشد آن هم نیاز به گفتن ندارد
هزار و چهارصد سال پیش اتفاقاتی افتاده ولی ما هنوز هم در جستجوی راهی برای توجیه آن اتفاقات هستیم
اصل را ول کرده و به فرعیات چسبیده ایم
من همیشه عادت کرده ام که فقط در پیش محرمان سخن بگویم ولی الان می بینم کسانی ادعای پاک بودن
و معصومیت می کنند که هیچ بویی از انسانیت نبرده اند!
شما در گفته هایت به خاطر اینکه خود را روشنفکر معرفی کنی ( درحالیکه هیچ ربطی به موضوع مورد بحث ندارد) حرف از زندگی در خارج از کشور زده ای!
و آن را وسیله ای برای توجیح خود قرار داده ای!
شما راست می گویی
بحث کردن خیلی خوب است ولی بحثی که ریشه اش از بیخ وبن سالم باشد
محض اطلاع جنابعالی باید بگویم
به غیر از خدا هیچ کس وهیچ چیز مطلق نیست
شما می گویی اگر دین را قبول می کنم باید کل آنرا قبول کنم ونتوانستی یرای واژه selection یه کلمه فارسی پیدا کنی!
در دین ما به همه عقاید احترام گذاشته شده است
من اگر چیزی را با عقلم ، منطقی ببینم آن را قبول خواهم کرد!
بحث منو تو بحث جدیدی نیست، بحثی است که از دیرباز وجود داشته و تا ابد هم وجود خواهد داشت
ولی می خواهم بگویم که یاد گرفته ام نه چیزی را با چیز دیگر ونه فردی را با فردی دیگر مقایسه کنم و نه
قضاوت کنم
ولی خیلی از کسانی که شما شخصیت آنها را به وسیله اسم آنها می سنجی (جوجو) و یا از پوشش آنها چیزی را استنباط می کنی خیلی پاکتر از از کسانی هستند که پوشش آنها و صفت آنها تزویر و دورویی و ریاکاریست

همین که خانواده من مرا درک می کنند کافیست!

اگر پدرم نبود من نمی دانستم نماز چیست
اگر مادرم نبود با واژه مهربانی بیگانه بودم
در آخر ذکر این نکته را ضروری می دانم که به نفس عمل توجه کنیم نه نوع عمل !
انسانها به وسیله خدا آفریده شده اند و احترام به نفس آدمی احترام به خداست ولی انسانی که نفس خود را،
روح خود را فراموش نکرده باشد
صحبت امروز مسئله ترس در دین هستش
اگه با کسی صحبت کرده باشید در مورد نماز و قران و مسایل دینی حتمآ ازش شنیدید که در آخر اثبات هاش میگه انسان از روی ترس هم که شده باید این مسایل رو قبول کنه حتی اگه احتمالش کم باشه

و چه قدر حق ها پایمال میشه با استفاده از همین ترس

آیا همین ترس ما نبوده که سال ها بازیچه ی مسایل مذهبی بودیم

آیا اگر یک بار هم که شده در خودمون این مسایل حل میکردیم کسی جرات میکرد از هاله ای از نور صحبت کنه یا سگی رو گریان در حرم امام رضا ببینه یا ...

اگه این ترس در تک تک سلول های بعضی هامون رسوخ کرده ولی منو تو میتونیم این ترسو از وجود خودمون جدا کنیم

من باز هم در پست های بعدیت به وبلاگت می آیم و با تو بحث می کنم
به شرط اینکه هر جفتمان ظرفیت بالایی داشته باشیم!
به عقاید هم احترام بگذاریم! "

امیدوارم به حرفای من فکر کنی ! به عنوان برادر کوچکترت!
و کمی هم در نوع پاسخ دادنت به نظرها تجدید نظر کنی!
خداحافظ تا بعد!
E-mail:  ari_shad_307@yahoo.com

URL:  http://www.jo0jo0.blogfa.com


پاسخ:
حرف های اصلیت رو هم گوش می کنم. البته درسته که حرفات خیلی ربطی نداره ولی اونقدرها هم بی ربط نیست و چشم، روشون فکر می کنم و اگه بتونم جواب هم میدم.
1- جمله «
من چه انتظاری از شما می توانم داشته باشم» مخصوصاً وقتی بعد از جمله «متاسفانه در جامعه ای که ریاکاری و تظاهر رسم دینداریست» باز هم یه توهین آشکاره (اگه ناراحت نمی شی باز هم از همون نوع «عاقل اندر سفیهانه»!!) اما من باز هم چیزی نمی گم و بقیه حرفهاتو می خونم.
2- گفتی: «به طور خلاصه دین در دین داران امروزی معنای دیگری پیدا کرده و دین فقط در جاهایی خوبه که با سود و منفعتشون ناسازگار نباشه» که این جمله ات کاملاً غلطه. منکر وجود افراد پرشماری با این اوصاف نیستم ولی تو عمومیت دادی به «دین داران امروزی» و همه اونها رو متهم کردی که تهمت سنگینیه!! خودت مگه خودت رو مسلمون نمی دونی؟ پس آیا خودتم این طوری هستی؟! اگه نیستی لااقل باید می گفتی «دین داران امروزی (به جز خودم)». اگرم خودتو دیندار نمی دونی و از دین برگشتی که اون یه بحث دیگه است. اما این درسته که خیلی ها در پس پرده نفاق جانماز آب می کشن و این افراد همون طور که در قرآن هم اومده از زمان پیغمبر وجود داشتن: «...و أکثرهم لا یؤمنون»، «...و أکثرهم لا یعلمون»، «...و أکثرهم ما یشعرون»، «یا أیها الذین آمنوا آمنوا» و نمونه های بی شمار دیگه...
3- «نباید هر صحبتی را جدی گرفت» رو قبول دارم. مولای ما حضرت علی (ع) خیلی زیباتر فرموده اند که: «به گوینده توجه نکنید، به سخنی که می گوید توجه کنید»
4- بتهوون یه موسیقیدان استثنایی بوده ولی پیغمبر یا پیشوای دینی نبوده. (نمی گم که آدم گمراهی بوده ولی با توجه به همین حدیثی که از امیرالمؤمنین (ع) نقل کردم حرفش سند نیست!)
5- «هزار و چهارصد سال پیش اتفاقاتی افتاده ولی ما هنوز هم در جستجوی راهی برای توجیه آن اتفاقات هستیم اصل را ول کرده و به فرعیات چسبیده ایم» هم یه دروغ بزرگه. ای کاش بیشتر در موردش توضیح می دادی.
6-  و «من همیشه عادت کرده ام که فقط در پیش محرمان سخن بگویم ولی الان می بینم کسانی ادعای پاک بودن و معصومیت می کنند که هیچ بویی از انسانیت نبرده اند!» هم یه توهین سنگین و کاملاً بی ادبانه دیگه است که باز هم چیزی نمی گم اما باید بگم که من هیچ وقت ادعای پاک بودن ندارم. وقتی امامان ما در دعاهاشون به خدا از کوله بار گناه حرف می زنن ما به چه جرئتی خودمونو پاک بدونیم؟!! معصوم هم نیستم. تعداد معصومان تاریخ کاملاً مشخصه! (اگه تو قبول داشته باشی! من اعتقاد دارم که غیر از اونا معصومی وجود نداره)
7- گفتی: «شما در گفته هایت به خاطر اینکه خود را روشنفکر معرفی کنی ( درحالیکه هیچ ربطی به موضوع مورد بحث ندارد) حرف از زندگی در خارج از کشور زده ای! و آن را وسیله ای برای توجیح خود قرار داده ای!» این موضوع رو در جواب مفصلم به کامنت قبل کاملاً برات تشریح کردم اگه باز هم قبول نمی کنی یعنی این که نمی خوای قبول کنی. «به خاطر اینکه خود را روشنفکر معرفی کنی» هم یه اتهام دیگه و یه «یکطرفه به قاضی رفتن» دیگه است. اتفاقاً من باید از شما بپرسم که چی شد یه دفعه (اون قدر یه دفعه که به شدت تو ذوق میزنه) حرف زدن محاوره ایت تبدیل شد به حرف زدن رسمی و کتابی و قلمبه سلمبه؟!! هرچند باز هم اثر مثبتی تو غلط های املایی نداره و باز هم «توجیه» به صورت «توجیح» تایپ میشه!!! (باز هم آخر گفتم ها!!)
8- «محض اطلاع جنابعالی باید بگویم به غیر از خدا هیچ کس وهیچ چیز مطلق نیست» هم کاملاً حرف غلطیه. (بگذریم که باز هم لحنش اصلاً مؤدبانه نیست) قرآن می فرماید: «ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا» (هر چیز که پیامبر به شما داد بپذیرید و هر چیز که از شما نهی کرد، انجام ندهید) آیا خود خدای مطلق حدی واسه این حرفش تعیین کرده؟! آیا به طور مطلق نگفته؟! از این دست آیات خیلی زیاده: «ما ینطق عن الهوی * إن هو إلا وحی یوحی» (از روی هوا سخن نمی گوید و هر حرفی که میزند وحی است) «أطیعوا الله و آطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم» (خدا و رسول و اولوالامر را اطاعت کنید) (در مورد تفسیر اولوالامر سوء استفاده های زیادی شده که نمی خوام واردش بشم، فقط می بینی که -لااقل در مورد رسول- خدا به طور مطلق میگه که از اون اطاعت کنید) «إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس و یطهرکم تطهیراً» (همانا خداوند اراده کرده که هرگونه رجس و پلیدی را از شما دور سازد و شما را پاک پاک گرداند) که این هم به طور مطلق میگه که اونها هیچ پلیدی و زشنی ندارن.
9- گفتی: «شما می گویی اگر دین را قبول می کنم باید کل آنرا قبول کنم ونتوانستی یرای واژه selection یه کلمه فارسی پیدا کنی!» بله! این حرف رو 100 بار دیگه هم می زنم. استفاده از کلمه Selection هم از روی آگاهی به علاقه شما به موسیقی بود! ببخشید! «گلچین»! خوبه؟!
10- در رد همین حرف من گفتی که: «من اگر چیزی را با عقلم ، منطقی ببینم آن را قبول خواهم کرد!» که این علاوه بر این که یه تهمت فوق العاده سنگین به خدا و پیغمبره که میگی شاید تو دین یه چیز غیر منطقی وجود داشته باشه، کاملاً از دین جدیدی هم حرف میزنه. با مراجعه دوباره به آیاتی که نقل کردم می بینی که ما تمام چیزهایی که پیامبر گفته رو باید بپذیریم. اگه تو مهدویت رو منطقی نمی دونی یعنی به قدرت لایزال خدا اعتقادی نداری، در حالی که خدا می فرماید: «و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الأرض و نجعلهم أئمه و نجعلهم الوارثین» (و اراده کردیم که منت نهیم بر سر آنها که در زمین مظلوم واقع شدند و آنها را پیشوا و وارث زمین قرار دهیم) تو اگه یه فیلتر دیگه گذاشتی و حرف های اسلام رو به صورت «گلچین» (و نه Selection) قبول می کنی، در حقیقت خودت رو پیامبر فرض کردی! و دین جدیدی آوردی. مثل خیلی از آیین های دیگه که از اسلام مشتق شدن ولی به کلی خارج از اسلام شدن و الآن بعضاً خودشون هم خودشون رو مسلمون نمی دونن: بنی حنیفه، اسماعیلیه و بهائیت. اگه همه اسلام رو قبول نداشته باشی، نمی تونی مسلمون باشی، حتی اگه خیلی از چیزهاشو قبول داشته باشی! مسلماً همه ادیان کلی حرف های درست و صحیح دارن که خیلی هاشونو می تونیم قبول کنیم. ولی خیلی از عقایدشون رو هم نمی تونیم قبول کنیم و به اون دین نمی پیوندیم. تو هم اگه قوانین اسلام رو گلچین می کنی، مهم نیست که خیلی هاشو قبول داری، همین که خیلی هاشو قبول نداری یعنی پیامبر رو به طور کامل قبول نداری و به آیاتی که از قرآن نقل کردم که هرچه پیامبر می گوید بپذیرید و هر چه پیامبر می گوید وحی خداست اعتقادی نداری!! تو اگه خدا رو مطلق میدونی و قرآن رو از جانب خدا میدونی باید به صورت کاملاً مطلق همه اون رو قبول کنی. خود قرآن هم می فرماید که: «منه آیات محکمات هن ام الکتاب و أخر متشابهات» قرآن آیاتی داره که «محکمات» نام دارن و صریحاً بدون هیچ ایهامی مطلب رو گفتن مثل احکام، و آیاتی هم داره که خودش اونها رو «متشابهات» نامیده یعنی تفسیرهای مختلفی ازش میشه. و خطاب به پیامبر می فرماید: «و أنزلنا إلیک الذکر لتبیّن للناس ما نزّل إلیهم» (و قرآن را به تو نازل کردیم تا آن را برای مردم تبیین کنی). یعنی در مورد اون آیات هم باید رو بیاریم به پیغمبر و دلبخواهی و «گلچین» کردنی نیست که هر تفسیری خودمون داشتیم ازشون بکنیم.
11- گفتی: «...کسانی که شما شخصیت آنها را به وسیله اسم آنها می سنجی (جوجو)»  باید دوباره بگم که من فقط «حدس» زدم که تو دختری و با گفتن «آقا یا خانم جوجو» نشون دادم که مطمئن نیستم دختری! حدسم هم به خاطر این بود که یه دختر بیشتر احتمال داره این اسم رو رو خودش بذاره تا یه پسر. همون طور که با دیدن اسم «فائقه» مطمئن میشم طرف دختره، با دیدن اسم «جوجو» هم حدس میزنم طرف دختره. گذشته از همه اینها، من از اسم شما فقط جنسیت شما رو حدس زدم نه شخصیت شما! و این هم یه سوء تفاهم دیگه است که امیدوارم الآن رفع شده باشه!
12- «و یا از پوشش آنها چیزی را استنباط می کنی خیلی پاکتر از از کسانی هستند که پوشش آنها و صفت آنها تزویر و دورویی و ریاکاریست» تو از کجا فهمیدی که من از پوشش افراد باطنشونو استنباط می کنم؟!!!!!!!!! تو خودت اگه منو ببینی می بینی که پوشش و چهره ای که دارم اصلاً اون چیزی نیست که تو فکر می کنی (قبلاً عکس هام تو سایت موجود بود اما برداشتم) بلکه تو با دیدن من شاید حدس بزنی من هیچ تقیدی نسبت به دین ندارم. خلاصه این هم یه اتهام سنگین و یه «یکطرفه به قاضی رفتن» دیگه بود.
13-  شما می گی: «همین که خانواده من مرا درک می کنند کافیست!» اما واسه من کافی نیست! من می خوام خدا و امام زمانم هم ازم راضی باشن
14- اتفاقاً من مثل شما («اگر پدرم نبود من نمی دانستم نماز چیست») نماز رو از پدرم به ارث نبردم. من تا همین چند وقت پیش نماز نمی خوندم ولی لطف خدا و عنایت امام زمان باعث شد که به خودم بیام و نماز بخونم. پدر من هم نماز میخونه اما من نمازی که میخونم رو خودم بهش رسیدم نه این که اگه پدرم نبود اهل نماز نبودم.
15- «در آخر ذکر این نکته را ضروری می دانم که به نفس عمل توجه کنیم نه نوع عمل !» لطفاً اینو توضیح بده! متوجه منظورت نمی شم!
16- گفتی که: «اگه با کسی صحبت کرده باشید در مورد نماز و قران و مسایل دینی حتمآ ازش شنیدید که در آخر اثبات هاش میگه انسان از روی ترس هم که شده باید این مسایل رو قبول کنه حتی اگه احتمالش کم باشه» اولاً که «کسی» اصلاً و ابداً واسه من ملاک نیست!! ملاک من خدا و 14 معصوم هستن. ثانیاً کسی که دینش فقط از رو ترس باشه به تعبیر یکی از امامان بزرگوار ما «دین بزدلانه» داره. کل حدیث رو واست نقل می کنم تا لذت ببری: «دینداران سه دسته اند: بزدلان، تاجران و عارفان. بزدلان از ترس آتش به دین خود پای بندند و عبادت می کنند. تاجران در آرزوی بهشت و پاداش به دین خود پای بندند و عارفان به خاطر لذت عبادت خداوند و اطاعت از او عبادت می کنند.» البته اونها رو تکفیر نمی کنم هر سه گروه دیندارند و  جای هر سه گروه بهشته اما درجات اون فرق می کنه.
17- «یا اگر یک بار هم که شده در خودمون این مسایل حل میکردیم کسی جرات میکرد از هاله ای از نور صحبت کنه یا سگی رو گریان در حرم امام رضا ببینه یا ...» من خودم یکی از کسانی هستم که به شدت با ورود خرافات به دین مقابله می کنم و این کار کسی نیست جز اونایی که می خوان ضربه وارد کنن و مسلمونای عامه ای که دین به تعبیر امام حسین علیه السلام «الدین لعق علی ألسنتهم» (دین فقط رو زبونشونه). (مقام مملکتی مهم نیست، معرفت دینی مهمه) اینها رو دشمنان دین وارد می کنن و دو حالت داره: کسی که قبول میکنه کاملاً به مرور زمان به خرافات رو میاره و کسی هم که قبول نمیکنه ناخودآگاه تو وجودش در مورد معجزات مسلم اسلام مثل فتح خیبر و ردالشمس هم تشکیک میشه. مسلمونهای «سطحی نگر» هم به سرعت می پذیرن و انتشار میدن. تو حرم امام رضا (ع) می بینیم که پشت جلد خیلی از زیارت نامه ها نوشته که: «امام رضا به خواب زائری آمد و... اگر این را پشت جلد 3 کتاب دیگر ننویسی...» و همون ترسی که گفتی باعث میشه مسلمونهایی که «الدین لعق علی ألسنتهم» برن و نه رو سه تا، که رو 10 تا کتاب دیگه بنویسن، در حالی که اگه یه قرون معرفت دینی داشتن، می دونستن که اینها اموال امام رضاست و وقف شده و ما اجازه نداریم توش چیزی بنویسیم. اون پیشنماز مسجدی که میگه «یقین دارم اگه یه 5شنبه همه مسلمونا با هم خالصانه دعا واسه ظهور امام زمان بکنن فرداش امام زمان ظهور می کنن» اگه یه اپسیلون معرفت دینی داشت این حدیث خود امام زمان رو: «کذب الوقاتون» (وقت تعیین کنندگان دروغگویند) درک کرده بود و این چنین یاوه سرایی نمی کرد. درحالی که خود امام زمان هم از وقت ظهورشون اطلاعی ندارند: «لیس الأمر بیدی» (دست من نیست!) اون عرب سوسمارخوری که میاد از یه مجسمه عکس میگیره و به عنوان «دختری مسخ شده» تو اینترنت نشر میده و درباره اش داستان سرایی می کنه، مردم رو متوجه ارزش قرآن نمی کنه بلکه به دین خیانت می کنه.
18- با گفتن «هاله ای از نور» و مطالب پست آخرت نشون دادی که اون حرفم درست بوده: «من مثل خیلی ها نیستم که چون از آقای X خوشم نمیاد و آقای X به یه چیزی اعتقاد داره پس اون چیز غلطه! چه طور اگه آقای X اعتقاد داشته باشه هر روز باید صبحانه بخوره نمی گی اعتقادش غلطه؟!» تو از مسئولان دولت ایران ناراحتی، و چون اونا اسم حکومت رو گذاشتن «جمهوری اسلامی» نسبت به این دین بدبین شدی. تو این رئیس جمهور رو قبول نداری و وقتی می بینی از امام زمان دم میزنه (که ای کاش نمی زد!!!) نسبت به امام زمان بدبین میشی. اما این تند رفتنه. همین آقا به لزوم غذا خوردن اعتقاد داره. چرا تو نسبت به غذا خوردن بدبین نمیشی؟! این آقا میگه عدالت خوبه، آیا تو میگی بده؟! بر خلاف تصوری که از من داری من هم این نظام رو خیلی قبول ندارم و انتقادهایی هم نسبت به همین آقا تو همین وبلاگم (پست 10 مهر) به ایشون نوشتم و مطالب طنزآمیزی تو یخچال هم دارم که می تونی ببینی. و به خاطر همین بود که گفتم من سالها خارج از ایران بودم و تحت تأثیر اعتقادات هیچ کسی قرار نگرفتم. ضمناً خواهش می کنم بحث سیاسی نکنیم چون اصلاً خوشم نمیاد و فایده ای هم نداره و این بحث آخری رو همین جا تمومش کنیم. این رو فقط واسه این گفتم که ذهنت نسبت به من روشن شه.

مرسی که نظر دادی. منم امیدوارم این بحث ها ادامه داشته باشه.



 
 مست وصال چهارشنبه، 7 دی 1384، ساعت 18:19
راه عشق يك قدم است اگر مسافت آن قدم را كمتر از فاصله رگ گردن به خودمان بدانيم ؛ چون اگر با آن قدم بشناسي آنقدر ميدوي كه جز رسيدن به معشوق چيزي تو را قانع نميكند و معشوق خواسته است تا بسوي او بتنهايي بروي
E-mail:  analotika@meykade.com

URL: http://analotika.meykade.com


پاسخ:
نه منه؟!!
مرسی که نظر دادین!!!



 
 ye cheshm berah پنجشنبه، 8 دی 1384، ساعت 09:08
با سلام و آرزوي سلامتي و موفقيت براي شما و خانواده ي محترمتان.
ممنون از حضورتون در وبلاگ سجاده عشق.

مهدي جان دل ما را درياب!
گاهگاهي به نگاهي دل ما را در ياب
جان به لب آمده از درد خدا را درياب

اگر از دولت وصل تو مرا نيست نصيب
گاهگاهي به نگاهي دل ما را درياب

به اميدي به سر كوي تو روي آورديم
شهريارا به در خويش گدا را درياب

دل ما را به شب هجر فروغي بفرست
شبرو وادي اندوه و بلا را در ياب

سنگ ها مي خورم از دست جنون دل خويش
من ديوانه ي انگشت نما را درياب

به وفاداري تو شهره ي شهرم اي دوست
ز وفا معتكف كوي وفا را درياب

سال ها رفت كه از جام محبت مستم
من دردي كش صهباي ولا را درياب

كاروان رفت و من از همسفران دورم دور
من از قافله ي شوق جدا را درياب

راه باريك و بسي پر خطر و تاريك است
سببي ساز و درين مهلكه ما را درياب

تا دلم بار غم عشق به منزل فكند
شهسوارا من افتاده ز پا را درياب

تا فغان دل غمديده ي ما را شنوي
نازنينا سحري باد صبا را درياب

دوش رؤياي لب نوش تو با من مي گفت
كاي شهيد غم من آب بقا را درياب

سوي (پروانه)نظر كن كه دعا گوي تو باد
گنه آلوده ي خود را به مدارا درياب.

اللهم عجل لوليك الفرج
التماس دعا
موفق و سربلند باشيد
منتظر حضور سبزتون هستم
E-mail:  sajjadeyeshgh@yahoo.com

URL: http://sajjadeyeshgh.blogfa.com


پاسخ:
سلام. ممنون شما هم همین طور.
خواهش میشه.
از شعر زیباتون هم ممنون.
مرسی که نظر دادین



 
 جوجو پنجشنبه، 8 دی 1384، ساعت 11:00
سلام دوباره می فرستم واست
انگار قبیا نرسیدن
E-mail:  ari_shad_307@yahoo.com

URL:  http://www.jo0jo0.blogfa.com


پاسخ:
سلام. نه، رسیده بود. (جوجو لطف کرده و دو تا کامنت آخرش رو دوباره فرستاده)
دلیل این که امروز که اومدی ندیدی این بود که من دیشب شام دعوت بودم و حدودهای 1 رسیدم و دیگه نیومدم اینترنت، امروز که اومدم هم اون دو تا رو دیدم هم این  و هم اون دوتا رو که دوباره فرستادی. خلاصه به خاطر این تأخیر یه روزه معذرت می خوام.



 
 جوجو جمعه، 10 دی 1384، ساعت 10:39
سلام
اومدم فقط بعضی مسائل رو روشن کنم

اول اینکه من قضیه هاله نور رو فقط مثال زدم و این حرف تو رو رد می کنم: «من مثل خیلی ها نیستم که چون از آقای X خوشم نمیاد و آقای X به یه چیزی اعتقاد داره پس اون چیز غلطه! چه طور اگه آقای X اعتقاد داشته باشه هر روز باید صبحانه بخوره نمی گی اعتقادش غلطه؟!»
من همچین آدمی نیستم! و به خاطر دولتمردان ایرانی نسبت به دین بدبین نشدم! و در کل اصلا بدبین نشدم!
مگه اصلا آدم به دین بدبین میشه! این تصور توئه!

گفتی: (پست دوتا مونده به آخر شما (اگه اشتباه نکنم) که در مورد زنده یاد رضا سعیدی نوشته بودی، آخرش نوشته بودی: «یکی از دوستان قرار هستش که از دوبی چندین نسخه اوریجینال از کاست شادمهر ( پاپکرن) رو بیارن! وبلاگ جوجو به همراه چند وبلاگ و وبسایت شادمهری دیگه قرار هست که اینارو با قیمتی واقعا" مناسب بفروشیم! انشاالله به زودی چگونگی فروشش رو در وبلاگ اعلام می کنم!» آیا این تبلیغ نیست؟ و پست قبل اون که تماماً اختصاص به تبلیغ کاست «رگ خواب» داره.)
بابا نمردیم معنی تبلیغ رو هم فهمیدیم! آیا من از کاست تعریف کردم! خریدنشو به ملت توصیه کردم؟!
من فقط به خاطر علاقه مندان شادمهر گفتم کسی کاست اورجینال می خواد اعلام کنه همین!

پست رگ خواب هم که کاستشو واسه دانلود گذاشتم ! اسمشو نذار تبلیغ که قاط می زنم جون تو !
اون فقط یه مطلب جالب بود که خواننده ای خارج از کشور باشه و کاستش بدون اسم کوچیکش توایران مجوز بگیره!

گفتی: (این جمله من در جواب تو بود که گفته بودی: «ببین عزیزم» و این ببین عزیزم یعنی یه چیزیو می خوای به یه کسی که نمی فهمه تفهیم کنی! خودتم میدونی (با توجه به اینکه می دونم باهوشی) و لطفاً هم نگو که نه!)
اینو نمی دونستم واقعا ! خوب شد بهم یاد دادی! بعضی جاها به درد می خوره!

راجع به نظر بیتا: من نمی دونم کجای نظرش به پست تو اشاره کرده از همون اول از نظراتی که به وبلاگت داده شده حرف زده ! رفتم دوباره خوندم ! دوباره کلی خندیدم جون تو! در ضمن خندیدن به نظر یکی از بازدیدکننده های وبلاگت که علنا به یک بازدیدکننده دیگه وبلاگت توهین کرده ( خودمو میگم) چه توهینی به تو می کنه؟ ! تو اگه واقعا طرفدار حقی جواب اونو می دادی که بدون هیچ حرف منطقی شروع به توهین به من کرده باز هم می گم عزیز دله دیگه! هیچ کاریش نمیشه کرد!

راجع به اهل سنت حرف زدی باز

خوبه همه اینایی که مثال زدی خودت هم گفتی دروغین بودند! یعنی یه نوع توطئه! یه نوع نیرنگ!
که مسلمونای دروغین و سنی های بی دین به منظور بدنام کردن شیعه یا هر منظور دیگری
رو کردن!
در ضمن چرا تو یهروی سکه رو می بینی! چرا نمی ری کتابهای دیگه راجع به" قوس گیلانی" رو پیدا کنی و بخونی! ها ها ها ؟

گفتی: (استفاده از کلمه Selection هم از روی آگاهی به علاقه شما به موسیقی بود! ببخشید! «گلچین»! خوبه؟!)
واژه selection چه ربطی به موسیقی داره آخه؟؟!!!

نماز رو پدر من به من آموخت! ولی این من بودم که به درک خدا رسیدم این منم که خدامو همیشه کنار خودم حس می کنم این منم که فردا وقتی مردم! اون دنیا ازم پرسیدن تو خداتو چجوری شناختی و درک کردی ؟ جوابی برای خودم دارم!

بقای صفای وفای تو بای بای!
راستی با وبلاگ من که قهر نیستی؟ جیگر!!!
E-mail:  ari_shad_307@yahoo.com

URL:  http://www.jo0jo0.blogfa.com


پاسخ:
سلام.
با دیدن جمله «
اومدم فقط بعضی مسائل رو روشن کنم» امیدوار شدم اما مثل این که بیهوده بود چون در ادامه دوباره سیل توهین هاییه که روانه میشه و طبق معمول بحث اصلی کاملاً در خفا فراموش میشه!!!!!!!!!!!!!
درباره جملات اولت! پیشنهاد می کنم خودت یه بار دیگه هم پست آخرت تو وبلاگت رو بخونی و هم کامنت مفصل «ادیبانه» ات رو اینجا! هر کسی اینها رو بخونه این تصور رو میکنه! اگه خودت می خوای بگی مرغ یه پا داره اون یه بحث دیگه است! اصل موضوعی هم که من اشاره کردم تحت تأثیر افرادی نسبت به اون بدبین شدی امام زمان بود.
فرمودی: «مگه اصلا آدم به دین بدبین میشه!» واقعاً جالبه که این سؤال رو کسی می پرسه که معتقده در دین یه چیزهای غیرمنطقی وجود داره!!!
در اظهارات بسیار مؤدبانه ات (که اصلاً هم توش «یه نوع تمسخر» وجود نداره!!) در مورد تبلیغ فرمودی: «بابا نمردیم معنی تبلیغ رو هم فهمیدیم! آیا من از کاست تعریف کردم! خریدنشو به ملت توصیه کردم؟!» احتمالاً شما از بدو تولد تا حالا معنی تبلیغ رو درست متوجه نشده بودی!!! شما اگه یه روز نیازمندی های روزنامه رو باز کنی خیلی چیزهای این شکلی می بینی: «کارمند نیازمندیم، تلفن 12345678»، «استخدام مدرس، 12345678»، «شریعتی 3خوایه 120 متر، 12345678» آیا تو هیچ کدوم اینها «توصیه» شده؟!! یا این که تبلیغ نیست؟!!! وقتی یه شرکتی میاد کلی پول میده به یه کارگردان تا یه بیلبوردی که به صورت خیلی عادی تو شهره، تو فیلمش یه گوشه ای، خیلی عادی، (طوری که حتی واسه تماشاگر کاملاً طبیعی جلوه کنه که خوب اینجا شهره دیگه!) نشون بده، آیا این «توصیه» شده یا این که تبلیغ حساب نمیشه؟!! جالبه که من این چیزها رو هم باید توضیح بدم!! همین که اسمشو آوردی تو وبلاگت یعنی تبلیغش رو کردی و ضمناً با گفتن «با قیمتی واقعا" مناسب» علناً خواننده رو به خرید اون ترغیب کردی!! اینم از بدیهیاته و اگه بازم قبول نکنی یعنی این که بازم «نمی خوای» قبول کنی!!!
جمله کنایه آمیز دیگه ات: «اینو نمی دونستم واقعا ! خوب شد بهم یاد دادی! بعضی جاها به درد می خوره!» هم جوابی واسش ندارم! خواهش می کنم! خوشحالم که اقلاً یه چیز تونستم بهت یاد بدم!!!! منم از این که واقعاً اون «عزیزم» رو از سر عشق و علاقه و محبت گفتی (دقیقاً مثل «جیگر» آخر این کامنتت) متشکرم!!!!!!!
درباره نظر بیتا هم که گفتی:  «من نمی دونم کجای نظرش به پست تو اشاره کرده»، جالب اینجاست که بعدش هم گفتی: «رفتم دوباره خوندم !»، اما در این خوندن مجدد هم این جمله بیتا رو ندیدی: «راستی مطالب پست ات هم مثل همیشه تاثیر گذار و قابل تفکر بود»!!!!!
فرمودی که: «در ضمن خندیدن به نظر یکی از بازدیدکننده های وبلاگت که علنا به یک بازدیدکننده دیگه وبلاگت توهین کرده ( خودمو میگم) چه توهینی به تو می کنه؟ !» من کی گفتم توهین به من شده؟!!!! بازم باید طبق معمول جمله ای که من گفتم و تو از توش این برداشت رو کردی نقل کنم: «در ادامه هم گفتی: «راستی نظر جالبی داشت این دختر ( منحصر به فرد)! کلی خندیدم جون تو! هه هه هه!» که این هم کاملاً نقض کننده اون حرفیه که قبلاً زده بودی که من هیچ وقت توهین نمی کنم.» تو قبلاً فرموده بودی که من هیچ وقت توهین نمی کنم، بعد اینجا به بیتا توهین کردی! من کی گفتم به من توهین کردی؟! بله بیتا هم به تو توهین کرده اما بیتا قبلش نگفته که من هیچ وقت توهین نمی کنم. جالبه که من هر حرفی رو واسه این که شما درست متوجه شی و دچار سوء تفاهم های خیلی بچگانه و سطحی نگرانه نشی باید 40 بار توضیح بدم!!!!!!!
«باز هم می گم عزیز دله دیگه! هیچ کاریش نمیشه کرد!» دقیقاً!! انگار این خصلت فوق العاده مؤدبانه شما رو هیچ کاریش نمیشه کرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
«راجع به اهل سنت حرف زدی باز» ببخشید!!! معذرت می خوام!!!! یادم نبود که ما اینجا نباید بحث علمی کنیم باید فقط تیکه بار هم کنیم و توهین کنیم!!!
در یک اظهار نظر تاریخی فرمودی: «خوبه همه اینایی که مثال زدی خودت هم گفتی دروغین بودند! یعنی یه نوع توطئه! یه نوع نیرنگ! که مسلمونای دروغین و سنی های بی دین به منظور بدنام کردن شیعه یا هر منظور دیگری رو کردن!» جالبه!! آخه مثلاً مراکش اصلاً شیعه داره؟!! من وقتی میگم دروغین یعنی یه اصل حتماً داره که دروغینش پیدا شده!! چه طور کسی اسکناس 3000 تومانی تقلبی درست نمی کنه؟! چون اصلش وجود نداره!! و هر چیزی که یه تقلبی داره یه اصل هم داره. اینا هم به خاطر رسیدن به مقام و قدرت و... دست به این کار زدن. چه احتیاجی به «بدنام کردن شیعه» دارن تو جایی که یه شیعه هم زندگی نمی کنه؟!!! بهتره عوض این مغلطه کردن ها یه نگاه به تاریخ بندازی و مثلاً ببینی که محمد احمد بن عبدالله سودانی که ادعای مهدویت کرده تقلید مضحکی از دوران پیغمبر هم انجام داده و مثلاً زنش رو ام المؤمنین عایشه نامیده و به اطرافیانش هم لقب هایی مثل ابوبکر و عمر و حسان بن ثابت و خالد بن ولید می داده و جالب اینکه بعد از مرگش هم همون ابوبکر (ابوعبدالله تعایشی) جاش میشینه. از همین نامها خیلی راحت می فهمیم که طرف سنی بوده و سؤال من اینه که یه همچین کاری چه جور «بدنام کردن شیعه» ای یه؟!!!!!
دوباره فرمودی که: «در ضمن چرا تو یهروی سکه رو می بینی! چرا نمی ری کتابهای دیگه راجع به" قوس گیلانی" رو پیدا کنی و بخونی! ها ها ها ؟» خوبه! شما اون یکی روی سکه رو نشون بده!!! اگه 4 تا کتاب با اعتبار کتابها و نویسنده هایی که من گفتم بیاری من قبول می کنم!! یه بار دیگه می گم که سنن ابی داوود یکی از صحاح سته سنی هاست که 6 کتابی هستند که بعد از قرآن بیشترین ارزش رو براشون دارن و اعتقاد دارن هر چی توش نوشته حقیقت محضه. اون وقت این کتاب یه بخشش کاملاً اختصاص داره به «المهدی». اگه یه چیزی با این اعتبار آوردی من قبول می کنم!! راست می گی بیار!! بازم میگم تمام سنی ها به «مهدی» اعتقاد دارن و اعتقاد هم دارن که از نسل پیغمبره. تنها تفاوتشون با ما اینه که میگن متولد نشده در حالی که ما میگیم زنده است و در غیبته.
پرسیدی که: «واژه selection چه ربطی به موسیقی داره آخه؟؟!!!» باید بگم هیچی!!! ببخشید!!!!
فرمودی: «این من بودم که به درک خدا رسیدم این منم که خدامو همیشه کنار خودم حس می کنم این منم که فردا وقتی مردم! اون دنیا ازم پرسیدن تو خداتو چجوری شناختی و درک کردی ؟ جوابی برای خودم دارم!» خیلی خوبه!! ولی باید عرض کنم که اون دنیا از امام و پیشوات هم می پرسن: «یوم ندعوا کل أناس بإمامهم»
نخیر! با وبلاگ شما قهر نیستم! اما همون موقع هایی که به قول شما «آشتی» بودم هم واسه هر پست کامنت نمی ذاشتم!! (از ادبیات بسیار زیباتون هم ممنونم!!!!!)

اما حالا که حرفهات تموم شد باید بگم که واقعاً از این کل کل های فوق العاده بچگونه خسته شدم!! (با این که باز هم نتونسته بودی دفاعی از خیلی از همون اتهامات بی اساسی که دفعه پیش وارد کرده بودی بکنی!!!!) اگه می خوای واقعاً بحث علمی کنیم چرا مردونه نمیای وسط بحث کنیم؟!! این همه من تو جواب کامنت قبلیت بحث علمی کردم چرا واسه هیچ کدومش جوابی ندادی؟!! اگه جوابی نداری که بدی باید قبول کنی اگرم قبول نکنی یعنی مغرضی!!! اگرم که جواب داری خوب بده!!! محض اطلاع و احتیاط (چون تجربه نشون داده هر چیز رو باید چندین بار به شما گفت) دوباره تکرارشون می کنم:
1- توضیح در مورد جمله: «هزار و چهارصد سال پیش اتفاقاتی افتاده ولی ما هنوز هم در جستجوی راهی برای توجیه آن اتفاقات هستیم اصل را ول کرده و به فرعیات چسبیده ایم» همون طور که گفتم این جمله یه دروغ بزرگه و علی رغم درخواستم در موردش هیچ توضیحی ندادی!!
2- این که غیر از خدا افراد دیگری که «معصوم» نامیده میشن هم مطلقند.
3- این که دین گلچین کردنی نیست.
4- توضیح در مورد جمله قلمبه سلمبه «به نفس عمل توجه کنیم نه نوع عمل» که انگار سواد من قد نمیده منظورت چیه!!
5- این که «کسی» اصلاً و ابداً ملاک نیست!! ملاک خدا و 14 معصوم هستن.
6- و بحث اصلیمون، اعتقاد به منجی که در اسلام فقط با لقب «مهدی» از اون یاد شده. (و هیچ چیز دیگه ای مثل «قوس گیلانی» یا چیزهای دیگه وجود خارجی نداره)
7- در ضمن لطفاً برام روشن کن تو که به منجی اعتقاد داری ولی به امام زمان (عج) اعتقاد نداری منجیت کیه؟!! همون قوس گیلانی؟!!!! یا باز هم پای کس دیگه ای درمیونه؟!! یا این که با توجه به اون حرفت: «من به منجی اعتقاد دارم این منجی می تونه حالا امام زمان باشه یا مسیح یا هر کس دیگه ای» خودتم دقیقاً نمیدونی کیه؟!!!!!!!!! جالبه که توی این جمله ات میگی منجیت میتونه امام زمان باشه ولی بارها بر عدم وجود شخصی به نام امام زمان پافشاری می کنی و اعتقاد داری ساخته دست شیعیانه!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اگه واسه اینها جوابی داری بگو. اگرم نه و می خوای دوباره مطابق روال گذشته فقط حاشیه بزنی که هیچی!! نشون میدی که واسه بحث نیومدی و منم فقط وقت خودمو تلف می کنم!! (واسه هرگونه رفع اتهامی از همین جا میگم که هر کامنتی بذاری Accept می کنم. بعداً نگی جواب دادم ولی چون دیگه حرفی نداشت Deny کرد!! چون بنده فقط و فقط در جست و جوی حقیقتم و همون طور که در مورد «قوس گیلانی» هم گفتم اگه ببینم حرف شما درسته قبول می کنم و مثل شما «در همه حال» جبهه نمی گیرم!)
اگه مردش هستی یا علی! منتظرم.



 
 فاطمه یکشنبه، 11 آذر 1384، ساعت 08:37
بسم رب المهدی..سلام به وندای عزیز ..ممنونم که به وب من سر میزنی ولی ما همیشه شرمنده...شهادت امام جواد رو خدمتتون تسلیت میگم..و اما شب یلدایی که به قول ونداد تمومی نداره..منم میتونم بگم اندکی صبر سحر نزدیک است..پس به امید رسیدن سحر..یا علی
E-mail:  soad_711@yahoo.com

URL:  http://sotodeh.blogfa.com


پاسخ:
سلام. خواهش میشه دشمنتون شرمنده.
من هم متقابلاً تسلیت عرض می کنم.
ان شاء الله
مرسی که نظر دادین

[ صفحه ورودی | یخچال | ادبی - مذهبی | سینمایی | کامپیوتری | ورزشی | پست الكترونيك ]


صفحه ورودی
درباره این وبلاگ
پست الكترونيک


سایر نوشته های من

ادبی مذهبی
سینمایی
کامپیوتری
ورزشی
 

 

© کپی رایت 2008-2001 ونداد  - همه حقوق محفوظ است
weblog@vandad.ir