|
شب، شب یلدا...
امشب، شب یلداست. طولانی ترین شب
سال! ساعت از 12 گذشته و دیگه رسماً همون طوری که تاریخ این
پست نشون میده، وارد روز بعد شدیم و وارد زمستون... اما حدود 7
ساعت دیگه تا صبح مونده! امشب (نمی گم دیشب!)، خیلی طولانیه...
اما... 7 ساعت تو یه عمر اصلاً حساب نمی شه، امشب هم تموم میشه
و صبح میشه. جو سازی شده! امشب اونقدر ها هم طولانی نیست! امشب
فقط یه دقیقه طولانی تر از دیشب (نمی گم پریشب!) و فقط یه
دقیقه طولانی تر از فرداشب (نمی گم امشب!) هست! خودمون خیلی
گنده اش کردیم! به قول شاعر: «اندکی صبر، سحر نزدیک است»
اما یه شب دیگه هست، که از چند ساعت پیش شروع نشده، صبحش هم
معلوم نیست! بر خلاف یلدای 30 آذر، این یکی فقط یه دقیقه از
رقیباش طولانی تر نیست! اصلاً رقیبی نداره. و بر خلاف یلدای 30
آذر که سالی یه بار تکرار میشه، این هنوز همین یه دونه شم تموم
نشده و دومی هم نداره! این شب طولانی، عمرش از عمر حضرت نوح هم
بیشتر شده و ما هنوز هم می گیم: «یلدای هجران تا به کی؟!» و
انگار، تمومی نداره این تاریکی! چراغ های پرنور هم اونقدر کمن
که نمی تونن دنیا رو روشن کنن، لذا هر ثانیه کلی از آدم ها تو
خیابونها گم میشن، میرن کنار خیابون و از یه آدم عادی آدرس می
گیرن و اون هم که خودش گم شده، آدرس رو اشتباه بهشون میده...
اما... «...و نراه قریباً». به قول شاعر: «اندکی صبر، سحر
نزدیک است»
شب عاشقان بیدل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب، در صبح باز باشد...
|