آرشیو مطالب وبلاگ

مهرماه 1383
آبان ماه 1383
آذرماه 1383
دی ماه 1383
بهمن ماه 1383
اسفندماه 1383
فروردین ماه 1384
اردیبهشت ماه 1384

خردادماه 1384
تیرماه 1384
مردادماه 1384
شهریورماه 1384

مهرماه 1384
آبان ماه 1384
آذرماه 1384
دی ماه 1384
بهمن ماه 1384

جشنواره!

بیست و چهارمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر از سی ام دی ماه شروع شده و تا دهم بهمن هم ادامه داره (چون میدونستم هیچ کدومتون خبر نداشتین گفتم!!) اسامی نامزدها دیروز اعلام شد اما هنوز باید یه کم صبر کنید تا برنده های نهایی سیمرغ ها اعلام بشه!
جشنواره امسال هم مثل سال های پیش ده یازده روز همه رو مچل خودش کرده، هرچند یه کم کمتر! چون اولاً بیشتر فیلمسازهای بزرگ توش غایبن! (یه چیزی تو مایه های 3 سال پیش که همین باعث شد فیلم هایی مثل «شب های روشن»، «رقص در غبار»، «نفس عمیق» و... رو شن!) اما به هر حال نبود اکثر فیلمسازان شاخص خودش به میزان قابل توجهی حضور مردم رو کمرنگ میکنه. همین طور این که با توجه به جلو افتادن زمان جشنواره نسبت به هر سال، دانشجوها سر امتحاناتشونن!

شباهت های جشنواره امسال با سال های پیش:
تقریباً همه چی، به جز اونی که تو تفاوت ها میگم!! مثلاً امسال هم با این که همه جا پر شده بود فقط فیلم هایی تو جشنواره شرکت می کنن که قبل از آغاز رسیده باشن، اما باز هم مثل این که برگزارکننده ها وقتی دیدن این طوری همون 4تا فیلمساز بزرگ رو هم باید بی خیال شن، شد همون آش و همون کاسه! نرسیدن ها و جا به جایی ها... (مثلاً غیر از فیلم های زیادی که دیر رسیدن، «سینه سرخ» و «جای او دیگر خالی نیست» اصلاً نرسیدن!!) به هر حال این یه تکنیکه که معمولاً همه بلیت های روزهای آخر رو می گیرن که مجبور نشن به جای فیلمی که می خواستن، یه فیلم آمریکای لاتینی ببینن! هرچند اگه یکی این ریسک رو بپذیره، شانس اینو داره که در اولین نمایش های هر فیلم، فیلمو ببینه! کم کلاس نیست!!
یه شباهت دیگه بازار سیاه بود! امسال این موضوع به طرز محسوسی علنی تر شده بود! تقریباً اون قایم شدن ها و رفتن کنار کوچه های الکی و مسخره از بین رفته بود و دلال ها قشنگ تو پیاده رو و رو به روی سینما خدمات فرهنگی رفاهی خودشونو ارائه می دادن! قیمت ها هم مثل هر سال کیلویی بود! مثلاً روز سه شنبه 4 بهمن، کنار سینما آفریقا (که تازه مخصوص اعضای خانه سینماست مثلاً!!)، در حالی که یکی دو ساعت بیشتر به نمایش «هوو» نمونده بود، بلیتش 2000 تومن بود اما بلیت «چهارشنبه سوری» برای روز نهم بهمن رو 4000 تومن میفروختن!!
یه شباهت دیگه بازم اعلام حضور «به رنگ ارغوان» (این دفعه حتی وقتی جشنواره شروع شده بود) و بعد توقیف اون بود!!
اما مسئله تکراری هر سال! بازم جشنواره فیلم با عنوان FAJR برگزار شد و جشنواره تئاتر با عنوان FADJR. خداییش خیلی ضایع است! نمی دونم این مسئله چه جوری میشه حل بشه! چون به هر حال هر کدوم از این دو جشنواره، این اسم -با همین دیکته ها- هویت و شناسنامه جهانی شونه. اما به هر حال واقعاً ضایع است! من که عقلم به جایی نمی رسه! شما چی فکر می کنین؟!

تفاوت های جشنواره امسال با سال های پیش:
شنیدم (خودم ندیدم) که واسه فیلم های خارجی بالاخره زیرنویس فارسی گذاشتن!!

علاوه بر شباهت های بالا، امسال هم باز زمان جشنواره بازار صحبت ها و مصاحبه های جالب افراد سینمایی داغ بود. چند تاشو ببینین:
-عباس کیارستمی یکی دو روز قبل از شروع جشنواره: «در ‌١٠ سال گذشته تصميم بر اين بوده است كه هيچ كدام از فيلم‌های من اكران نشود. من فكر می‌كنم آن‌ها فيلم‌های من را نمی‌فهمند و بنابراين از نمايش آن‌ها جلوگيری مي‌كنند! آن‌ها دوست دارند فيلم‌هايی كاملاً متفاوت با سينمای من را حمايت كنند: ملودرام‌ها!»
- خانم مجارستانی خسرو سینایی در مراسم افتتاحیه در جریان نکوداشت همسرش: «فرح اصولی (همسر ایرانی سینایی و هووی این خانم) همراه و شریک زندگی منه!»
- گلاب آدینه در مراسم افتتاحیه در جریان نکوداشتش: «وقتی می خواستم با آقای هاشمی ازدواج کنم، این من بودم که از ایشون خواستگاری کردم!»
- صفار هرندی وزیر ارشاد بعد از آگاهی نسبت به تاریخ مصرف گذشته بودن آبمیوه های توزیع شده در افتتاحیه جشنواره، دستور پیگیری این موضوع رو از طریق عوامل وزارت کشور صادر کرد!!
- جعفر پناهی در نشست «آفساید»: «تلويزيون سراسری در سال‌های گذشته مرا خائن و وطن‌فروش خواند و حال خواهش می‌كنم كه دوربين تلويزيون را از سالن بيرون ببرند. هنگامی كه دوربين تلويزيون را می‌بينم اذيت می‌شوم!»
- ابراهیم حاتمی کیا در نشست «به نام پدر»: «365 روز صبر كردم و نمی‌دانم صبرم تا كی طول خواهد كشید؟! امیدوارم كسانی كه با نمایش این فیلم مرتیط هستند حداقل 365 ثانیه به این فیلم فكر كنند تا شاید اتفاقی برای آن بیفتد!!»
- سید جمال ساداتیان تهیه کننده «به رنگ ارغوان»: «باید رنگ فیلم را تغییر دهیم تا اجازه نمایش فیلم داده شود؟!! متأسفانه آقای محسنی اژه ای هنوز به قول خود عمل نکرده و افکار عمومی را سردرگم می کنند!»
- بهروز افخمی در سرمقاله شرق مورخ 4 بهمن: «جشنواره يك چيزى مثل سيرك است. حالا اگر من همين را درباره جشنواره خودمان بگويم خيلى ها عصبانى مى شوند. اما خوب كه حسابش را بكنيد، سيرك هم چيز بدى نيست. همه بچه ها و خيلى از بزرگترها سيرك و آدم هاى سيرك را دوست دارند!!»
- اصغر فرهادی در نشست «چهارشنبه سوری»: «خلق يك فيلم لحظه‌ به لحظه و به صورت ناخودآگاه اتفاق می‌افتد و خالق اثر نمی‌داند كه به چه چيزی خواهد رسيد!»
- سیامک شایقی در نشست «باغ فردوس، 5 بعد از ظهر» بعد از سؤالی در مورد مدت زیاد و ریتم کند فیلم: «قرار نبود اینجا فیلم نقد بشه!!!» (لحظاتی بعد ایشون و سایر عوامل همه با هم تشریفشونو بردن!! از «آزیتا حاجیان» بعید بود! مخصوصاً این که از این کار دفاع هم کرد و اون پرسش کننده بیچاره و همچنین مجری برنامه (شیدفر) رو سرزنش کرد: «از نظر من اين نوعی تحقير بود ما روزهای سختی را گذرانديم و شما به عنوان مطرح كننده سؤال بايد بی‌طرفانه برخورد می‌كرديد!!!» واقعاً خوشحالم که کیانیان عزیز در این جلسه حضور نداشت!)
- مهرداد خوشبخت کارگردان «جای او دیگر خالی نیست»: «مدير لابراتوار سيمای جمهوری اسلامی مقصر اصلی نرسيدن فيلم بنده به جشنواره فيلم فجر است... به هر حال فيلم من كه نرسيد، ‌اما به ديگر دوستان فيلمساز پيشنهاد می‌كنم پيش از اينكه لابراتوار خود را انتخاب كنند با بنده تماس بگيرند تا تجربه‌های ناگفته‌ام درباره لابراتوار تلويزيون را در اختيارشان قرار دهم!»

اما همون طور که گفتم، نامزدهای مسابقه سینمای ایران انتخاب شدن. می تونین اینجا ببینین. نمی خوام مسابقه بذارم که فکر میکنین کی برنده نهایی میشه، چون هم خیلی تکراریه و هم این که خیلی دووم نداره چون چیز زیادی تا اعلام برنده ها نمونده! اما اگه دوست داشتین، پیش بینی های خودتونو بگین!

نیم پست فوری (شنبه، 8 بهمن 1384، ساعت 22:27):
اسامی برندگان سیمرغ ها اعلام شد. (اینجا رو ببینین)
پیش بینی های من که خیلی هاش غلط غولوط از آب دراومد. «تقاطع» هیچی نبرد (با وجود کاندیداتوری تو 7 رشته) اما جوایزی که گفتم بین همون «به نام پدر» و «چهارشنبه سوری» تقسیم شد. از این که یه پیش بینی ام غلط شد خیلی هم خوشحال شدم: سیمرغ بردن پرستویی! از داوران جشنواره ممنونم که به صرف این که پرستویی پارسال سیمرغ رو برده بود از دادن سیمرغ دوباره بهش منصرف نشدن! هدیه تهرانی هم که تقریباً تابلو بود و منم حدس زده بودم.
نکته جالب اینجاست که غیر از دو فیلمی که گفتم، فقط 4 فیلم «چند می گيری گريه ‌كنی»، «شهرآشوب»، «زمستان است» و «شاهزاده ايرانی» تونستن سیمرغ ببرن، اونم هر کدوم فقط یکی! این موضوع می تونه 3 تا دلیل داشته باشه:
1- فوق العاده بودن «به نام پدر» و «چهارشنبه سوری» از همه نظر!!
2- ترک عادت داوران جشنواره مبنی بر این که به همه فیلم ها یه چیزی بدن تا همه خوشحال باشن!!
3- سطح بسیار پایین مسابقه سینمای ایران در جشنواره امسال که چند تا فیلم خوب بیشتر نداشت!
نظر شما کدومشه؟! (احیاناً سومی نیست؟!!)


شنبه
 8 بهمن
 1385

 

ونداد

 

نظرات دیگران

 

 ونداد شنبه، 8 بهمن 1384، ساعت 16:27
من خودم با توجه به سوابق قبلی حدس می زنم سیمرغ بهترین فیلم، بهترین کارگردان و بهترین فیلمنامه بین سه فیلم «به نام پدر»، «چهارشنبه سوری» و «تقاطع» تقسیم شه! البته تقاطع واسه فیلمنامه نامزد نشده اما احتمال داره جایزه تماشاگران رو ببره. واسه همین ممکنه یه فیلم دیگه هم وارد شه و این چهار تا سیمرغ بین این 4 تا فیلم پخش شه (اصلی ترین گزینه برای این فیلم احتمالی، «عصر جمعه» است.) اما حدس می زنم 4تاش به همین 3 فیلم برسه!
سیمرغ بهترین بازیگر نقش 1 زن رو هم به نظرم هدیه تهرانی می بره. چون آدینه که ازش تو افتتاحیه تقدیر شد (و احتمالاً دیگه بسشه!!!) بایگان و نونهالی و حتی هانیه توسلی هم شانس دارن ولی خیلی بعیده. به هر حال حدس می زنم هدیه تهرانی ببره. چون تجربه نشون داده این جور بازیگرها که فوق العاده محبوبن ولی افتخارات زیادی ندارن به محض ارائه یه بازی متفاوت و قوی، سیمرغ می برن!
نقش 1 مرد هم خیلی سخته! فقط میتونم بگم که به احتمال زیاد پرستویی نمی بره! چون پارسال برده و همون پارسال هم دفعه اولش نبوده! (و مجدداً دیگه بسشه!!) فقط امیدوارم در این صورت فرخ نژاد ببره (که بازم بعیده!)
در مورد بقیه شم نمی تونم پیش بینی کنم!
E-mail:  vandad@vandad.ir

URL:  http://www.vandad.ir

 

 Ariano Fiore شنبه، 8 بهمن 1384، ساعت 21:53
سلام ونداد ... ممنون که سر زدی و ممنون از نظرت ... راستی نام خانوادگی شما با الف شروع نمیشه؟ ... خوشحالم از اینکه یک سینمائی نویس پیدا شده که در مورد گیر ندادن به حاتمی کیا با من موافقه ...
E-mail:  cinemaparsi@yahoo.com

URL:  http://www.persiancinema.mihanblog.com


پاسخ:
سلام. خواهش میشه.
اگه منظورت آقای الوندی پوره (نویسنده و منتقد مجله «فیلم نگار»)، نه! من ایشون نیستم!
حاتمی کیا واسه من هم مثل تو یه حس نوستالژیک داره. با فیلم های حاتمی کیا زندگی کردم... از هر کدومشون کلی خاطره دارم. حتی «موج مرده»ای که حدس می زنم تو خیلی ازش خوشت نیومده. با اون دیالوگ توفانیش که پرستویی از سپردن پسرش وقتی می خواسته بره جبهه حرف می زد. بر خلاف تو من در کارنامه حاتمی کیا (مخصوصاً بعد از «از کرخه تا راین») فیلم «نه چندان خوب»ای  نمی بینم! فکر می کنم حاتمی کیا نمی تونه یه فیلم متوسط بسازه!!
به امید این که درباره فیلم های جدیدش، «به نام پدر» و مخصوصاً «به رنگ ارغوان» با هم بحث کنیم.
مرسی که نظر دادی.

 

 پرومته دوشنبه، 10 بهمن 1384، ساعت 11:50
سلام / فاجعه ست . چقدر من دلم به حال خودم و امثال خودم میسوزه که بال بال میزنیم که خودمون رو به این فستیوال برسونیم و اغلب هم اگر برسیم ، یا دیر میرسیم یا اگر هم سر وقت اونجا باشیم با این اوضاء روبرو میشیم. گزارش گونه از فستیوال گوتنبرگ - سوئد تهیه کرده ام. همه چیز عالی ست تا به حال. چند فیلم ایرانی هم هست. کافه ترانزیت ، شاعر ذباله ها و جزیره آهنی و.... . کاش بودند آقایان و از نظم و ترتیب این جشنواره چیزی میآموختند . به امید آنروز / پیروز باشید
E-mail:  harimekhalvat@yahoo.se

URL:  http://harimekhalvat.blogfa.com


پاسخ:
سلام. البته درسته که این جشنواره با جشنواره های خارجی از نظر نظم قابل مقایسه نیست! اما فکر می کنم این طوری به ما ایرانی ها بیشتر می چسبه!!! ما انگار اگه همه چی عادی باشه بهمون حال نمیده! همین اتفاقات تلخ و شیرینه که واسمون خاطره میشه و بهش وابسته می شیم! اشکال از ماست ها! نه از کس دیگه ای! اما ما ایرانی ها اگه همه چیز طبق روال و قانونی باشه حس می کنیم که خشک و رسمیه!!!!! اگه همه چی قر و قاتی باشه احساس صمیمیت داریم باهاش!!!!!
مرسی که نظر دادی.

 

 بیتا چهارشنبه، 12 بهمن 1384، ساعت 18:39
اگه اجازه بدی این دفعه می خوام یه کم پرچونگی کنم!(به تلافیه دو تا پست قبلی که نظر نذاشته بودم):همانطور که به خودت گفتم،به دلیل اینکه حس کردم نظرهای من دیگه مناسب جو نیست و خیلی با بقیه متفاوت تر است،خواستم از این به بعد فقط از وبت لذت ببرم و دیگه تو نظرخواهی ها شرکت نکنم!ولی واقعا دیدم این خیلی بی معرفتیه که مثل آدمهای قدرنشناس و پرررو بیام و از مطالبت نهایت استفاده و لذت رو ببرم،اونوقت یه تشکر خشک و خالی هم نکنم!بالاخره بعد از خوددرگیری هایی که داشتم به این نتیجه رسیدم که باز هم تو نظرات باشم و به من حق بدی که نظراتم از بقیه متفاوت تر یا منحصر به فرد!(به یاد جوجو) و احساسی تر باشه چون هر چی باشه من از مشتریان زمانvandad.8m.com ات هستم و شاهد تمام مراحل به وجود آمدن و بزرگ شدن سایتت بودم پس یه جورایی حق آب و گل دارم دیگه!نه؟!یه نظر شخصی و کوچولو هم می خواستم بدم که قبلا جو سایتت خیلی گرمتر و صمیمی تر بود و هر چی می گذره داره جو سنگین تر می شه و دیگه آدم خیلی باید مواظب حرف زدنش باشه که البته این خودش نشون دهنده رشد و بالغ شدن اونه.
راستی خیلی کار قشنگی کردی که"درباره این وبلاگ" رو گذاشتی و طرز نوشتنت هم خیلی جالب و با حال بود و با اینکه خودم همشو می دونستم ولی دو سه بار خوندمش و لذتشو بردم و به همه هم توصیه می کنم قبل از ورود به وبلاگت حتما درباره این وبلاگ رو بخونن تا به ارزشی که تو برای خواننده هات می ذاری و با پشتکاری که داشتی و تلاشهات آشنا بشن و بعد وارد وبت بشن تا خیلی خیلی بیشتر از مطالبت لذت ببرن و بهشون بیشتر بچسبه.
راستی از تبلیغات اولیه سایتت چیزی ننوشته بودی که از روی تخته کلاس و ورق های جزوه ها شروع شد و به میز و صندلی و در و دیوار دانشگاه رسید!یاد آقای کشاورز به خیر که چقدر اذیتش کردی و همیشه دنبال تو بود!

اگه هنوز خیلی سر درد نگرفتی می خواستم در باره پست جشنواره هم بگم که خیلی مطالبت کامل و جامع بود و مشخصه که خیلی براش زحمت کشیده بودی.خیلی خیلی ازت ممنونم.
در مورد اسم جشواره هم که بی خیال بابا!تو چقدر به جزئیات توجه میکنی پسر!اصل مطلب رو بچسب که هیچ مشکلی نداره! تازه اسمش هم که کاملا با مفهومه دیگه و اوایل با املای fajr نوشته می شد و برای جشنواره تئاتر به دلیل پیدا نکردن اسمی از این با مفهوم تر و با گذشت زمان،یه کم با کلاس تر شدن و املاشو به صورت fadjr نوشتن!!آخه می گن حرفj را اگه با djبنویسیم با کلاس تره!

یه دنیا تشکر از تو.خواهانه همه موفقیتهای دنیا برای تو هستم ونداد عزیز.
E-mail:  uunique_girl@yahoo.com URL:  وارد نشده است

پاسخ:
خیلی خوب کاری کردی که دوباره نظر دادی و خیلی خوشحالم کردی.
در مورد جو سایت هم خیلی ممنون که اینو گفتی. سعی می کنم درستش کنم.
در مورد «درباره وبلاگ» هم خواهش میشه! قابل شما رو نداره!!
آره!! یادش به خیر به نکته باحالی اشاره کردی!! شاید واسه بقیه هم جالب باشه که تو دانشگاه همه (چه بچه ها، چه استادها و چه این بنده خدا آقای کشاورز که زحمت نظافت رو می کشید) از دستم شاکی بودن! تقریباً رو نصف میزها و رو همه تخته ها قبل و بعد از کلاس ها آدرس سایت من نوشته شده بود!!! یا آدرس سایت یا
BEX! هنوزم که گاهی سر می زنم دانشگاه اثراتش بعضی جاها مونده!! تو جزوه ها هم آره!!!! تو جزوه های بچه ها هم می نوشتم! (ولی خداییش دیگه نه همه بچه ها ها!! رفیق رفقا! چون از لنگه کفش و کیف و... می ترسم!! خلاصه عقده جلب توجه داشتم!!!! (نمی تونم ثابت کنم که الآن ندارم!!!!)
در مورد پست هم لطف داری ممنون.
قضیه
J و DJ رو هم از فامیلی من یاد گرفتی؟!!!
بازم
مرسی که نظر دادی.

 

 

 

[ صفحه ورودی | یخچال | ادبی - مذهبی | سینمایی | کامپیوتری | ورزشی | پست الكترونيك ]


صفحه ورودی
درباره این وبلاگ
پست الكترونيک


سایر نوشته های من

ادبی مذهبی
سینمایی
کامپیوتری
ورزشی
 

 

© کپی رایت 2008-2001 ونداد  - همه حقوق محفوظ است
weblog@vandad.ir