شش ماهه
السلام علی الرضیع الصغیر

-گریه می کنی! آزرده ای؟!
- «شش ماهه»...
- در غم «شش ماهه» ماتم گرفته ای؟! کدام شش ماهه تو را این گونه دگرگون ساخته؟!
- روز دهم، دشت و صحرا...
- اینها یعنی چه؟! واضح بگو!
- شش ماهه  کربلا...
-آه! فهمیدم که را می گویی! اما، مگر کجای زندگی آن شش ماهه گریه دارد؟! او هم بنده ای بود مثل بندگان دیگر خدا! مگر نه این بود که تولدی داشت و پایانی؟! حال کمی دیر و زود چه فرقی می کند؟ «شش ماهه رفتن» آیا در عمل تفاوتی با «سه روزه رفتن» یا «هفتاد ساله رفتن» دارد؟! چرا برای آنان که در بدو تولد می روند نمی گریی؟! جواب بده! حرکت از حجاز به عراق؟! نه! به نظر اشک آور نمی آید؛ حتی اگر در موسم حج باشد. بگو برای چه گریستی؟ صریح بگو!

- کدام را بگویم؟!

تشنگی؟!
بی آبی و لب خشکی؟!
نیامدن سقا؟!
یا آن گاه که تیر بر چشمان قمر زدند؟!
یا موقعی که ابروی کمانی شکافت؟!
یا زمانی که پدر بزرگوار، «شش ماهه» را با دست به بالا برد؟!
یا هنگامی که پلید ترین مردم تیر را بر گلوی او نشانه رفت؟!
یا جدا شدن آن از کمان؟!
یا اصابت «سه شعبه» به گلوی «شیرخواره»؟!
یا آن زمان که امام، خون او را به آسمان پرتاب نمود؟!
یا وقتی دیدی که خون برنگشت؟!
یا آن گاه که...

- بس است! بس است! به خون گلوی شش ماهه قسمت می دهم تمامش کن! دیگر مرا یارایی نیست! نه «همه این ها» که «هر کدام از این ها» برای تمام نسل آدمیان بس است. سوز و گداز این چند روز «شش ماهه» کل دوران را کافی است... آن دستمال را بیاور!


دوشنبه
 17 بهمن
 1384

 

ونداد

 

نظرات دیگران

نظرسنجی برای این نوشته غیرفعال است.

 

[ صفحه ورودی | یخچال | ادبی - مذهبی | سینمایی | کامپیوتری | ورزشی | پست الكترونيك ]


صفحه ورودی
درباره این وبلاگ
پست الكترونيک


سایر نوشته های من

ادبی مذهبی
سینمایی
کامپیوتری
ورزشی


آرشیو مطالب وبلاگ

مهرماه 1383
آبان ماه 1383
آذرماه 1383
دی ماه 1383
بهمن ماه 1383
اسفندماه 1383
فروردین ماه 1384
اردیبهشت ماه 1384

خردادماه 1384
تیرماه 1384
مردادماه 1384
شهریورماه 1384

مهرماه 1384
آبان ماه 1384
آذرماه 1384
دی ماه 1384
بهمن ماه 1384

 

© کپی رایت 2008-2001 ونداد  - همه حقوق محفوظ است
weblog@vandad.ir