آرشیو مطالب وبلاگ

مهرماه 1383
آبان ماه 1383
آذرماه 1383
دی ماه 1383
بهمن ماه 1383
اسفندماه 1383
فروردین ماه 1384
اردیبهشت ماه 1384

خردادماه 1384
تیرماه 1384
مردادماه 1384
شهریورماه 1384

مهرماه 1384
آبان ماه 1384
آذرماه 1384
دی ماه 1384
بهمن ماه 1384
اسفندماه 1384
فروردین ماه 1385
ارديبهشت ماه 1385
خردادماه 1385
تيرماه 1385
مردادماه 1385
شهريورماه 1385
مهرماه 1385

دیروز، امروز

خداوند، صالح را برای قوم ثمود برگزید؛ فردی که از میان خودشان بود و مقبول. پیامبر جدید، قومش را به پرستش خداوند دعوت نمود. لیکن آن بت پرستان متعصب، او را برنتافتند و زیر چتر یگانه پرستی نرفتند. صالح را -که پیش از این احترام می کردند- متهم به دروغگویی نمودند و از او خواستند برای اثبات حقانیتش، از دل سنگی که معبودشان بود، شتری بیرون آورد که ده ماهه آبستن باشد! آن گاه پروردگار به قصد اتمام حجت بر ایشان، به قدرت خود کوه را شکافت؛ صدایی هولناک زمین را در بر گرفت، به ناگه سر ناقه از آن شکاف هویدا گشت و بعد از بیرون آمدن به روی زمین ایستاد. کوردلان ثمود که هنوز هم باور نداشتند، خواستند که فرزند او هم زاده شود. به امر خدای تعالی، بی درنگ بچه شتر خارج شد و گرد مادر گردید. آن گاه صالح خطاب به قوم خود فرمود: «این شتر مقدس از جانب خداوند برای عبرت شما خلق شده است. او ر اواگذارید تا بخورد و بچرد و آب آشامد.» بدین ترتیب آب ثمود، یک روز برای مردم بود و یک روز برای شتر -که به همان مقدار هم شیر عایدشان می ساخت-. حسادت ثمودیان اوج گرفت و تصمیم به کشتن ناقه گرفتند. «قدار»، این زنازاده سرخ روی و سرخ موی و کبودچشم، این قتل را مرتکب شد و «شقی اشقیا» نام گرفت...
سال ها بعد، امتی که بعد از رحلت پیامبر خود، جانشین او را 25 سال خانه نشین ساخته بودند، به ستوه آمده از او درخواست قبول خلافت نمودند. ولی چندی بیش نگذشت که دیدند نه! انگار اشتباه کرده اند! عدالت علی بزرگترین مشکل آنان بود. بعد از جنگ ناکثین و قاسطین و مارقین با علی، سه تن از خوارج، این مقدس نمایان شیطان صفت، در کنار خانه خدا عهد بستند که یکی معاویه، دیگری عمروعاص و آخری علی -علیه السلام- را به قتل برسانند؛ و این چنین شد که «ابن ملجم مرادی» در شب قدر، این گونه آتش دوزخ را طلبید. او را نیز شقی خواندند، که را شقی اول را پی گرفته بود...
...و ما، ای پروردگار! به درگاه تو پناه می آوریم، از شر کج فهمی ها و نافهمی ها، دروغ و طمع و آز و تزویر و رشک و ریا، که این دو نفر، همین ها شقی شان ساخت! مسئلت داریم از تو، توفیق اطاعت صرف از معصومین بزرگوارت را، که همانا بارها به پیشگاه مقدس صاحب الأمر -علیه السلام- اقرار نموده ایم که:

یا مولای!                        
«شقی من خالفکم»...


دوشنبه
 24 مهر
 1385

 

ونداد

 

نظرات دیگران

نظرسنجی برای این نوشته غیرفعال است.

[ صفحه ورودی | یخچال | ادبی - مذهبی | سینمایی | کامپیوتری | ورزشی | پست الكترونيك ]


صفحه ورودی
درباره این وبلاگ
پست الكترونيک


سایر نوشته های من

ادبی مذهبی
سینمایی
کامپیوتری
ورزشی
 

 

© کپی رایت 2008-2001 ونداد  - همه حقوق محفوظ است
weblog@vandad.ir