آرشیو مطالب وبلاگ

مهرماه 1383
آبان ماه 1383
آذرماه 1383
دی ماه 1383
بهمن ماه 1383
اسفندماه 1383
فروردین ماه 1384
اردیبهشت ماه 1384

خردادماه 1384
تیرماه 1384
مردادماه 1384
شهریورماه 1384

مهرماه 1384
آبان ماه 1384
آذرماه 1384
دی ماه 1384
بهمن ماه 1384
اسفندماه 1384
فروردین ماه 1385
ارديبهشت ماه 1385
خردادماه 1385
تيرماه 1385
مردادماه 1385
شهريورماه 1385
مهرماه 1385
آبان ماه 1385
آذرماه 1385
دی ماه 1385
بهمن ماه 1385
اسفندماه 1385
فروردین ماه 1386
اردیبهشت ماه 1386
خردادماه 1386
تيرماه 1386
مردادماه 1386
شهریورماه 1386
مهرماه 1386
آبان ماه 1386
آذرماه 1386
دی ماه 1386
بهمن ماه 1386
اسفندماه 1386
فروردین ماه 1387
اردیبهشت ماه 1387
خردادماه 1387
تيرماه 1387
مردادماه 1387
شهریورماه 1387
مهرماه 1387
آبان ماه 1387
آذرماه 1387
دی ماه 1387
بهمن ماه 1387
اسفندماه 1387
فروردین ماه 1388
اردیبهشت ماه 1388
خردادماه 1388
تیرماه 1388
مردادماه 1388


میلاد غریب...

روزهایی رو داریم می گذرونیم که همه ش عیده! از 4 مرداد به ترتیب: تولد امام حسین علیه السلام، تولد حضرت عباس علیه السلام، تولد امام سجاد علیه السلام، تولد خودم علیه السلام (!!)، و بعد از چهار روز دوباره تولد حضرت علی اکبر علیه السلام، و بعد از سه روز هم که تولد حضرت امام زمان علیه السلام... خیلی حال می ده که آدم تولدش بین وسط چند تا عید باشه، ولی نخواستم تو وسط این اعیاد، واسه تولد خودم پست بذارم! حرف های مهم تری هست!

امسال این روزها، روزهای قبل از جشن نیمه شعبان، یه حالت خاصی داره! مثل هر سال نیست. هم این که یه دفعه خیلی زود از راه رسید بدون این که رفته باشیم پیشواز، و هم این که اون قدر تو جامعه بحث ها و حرف ها و اتفاقاتی هست که به هر حال این روز ها رو تحت تأثیر خودش قرار داده. واقعاً از این موضوع ناراحتم. خیلی! هر سال از اول شعبان کل شهر داشت خودشو آماده می کرد واسه یه جشن بزرگ، اما امسال، نه! از اول شعبان هزاران مسئله ریز و درشت اتفاق افتاده که هر کدوم جامعه رو تحت تأثیر خودش قرار داده! متأسفانه هم حس می کنم که این کارها تعمدی بوده! یعنی مسببین اون اتفاقات، می خواستن که در آستانه نیمه شعبان باشه، چراهای زیادی هم می تونه داشته باشه که از حوصله و تحمل من و شماها خارجه!

به هر حال، اون حال و هوای پرشور و قشنگی که مثلاً تو سال 84 نوشته بودم دیگه نیست، همین که مراسم دادگاه اول متهمین، تنفیذ، تحلیف و دادگاه دوم متهمین به ترتیب 6 روز، 4 روز، 2 روز و یک روز قبل از نیمه شعبان باشه، همین که بعد از مدت ها آرامی نسبی، هفته منتهی به نیمه شعبان دوباره اون قدر پر از اتفاق بوده که طبیعتاً دوباره خیابون ها رو شلوغ و ناآرام کرده و... همه اینها یعنی حتی تا خود روز عید هم، این روز بزرگ تحت تأثیر مسائل دیگه قرار گرفته و ذهن جامعه بیشتر به اون سمته.

خلاصه اصلاً قشنگ نیست! امسال، بر خلاف سال های پیش، تمام شهر برای پدر گیتی جشن نگرفته! چراغونی ها مثل هر سال نیست، بچه های کوچه های این شهر مثل هر سال اون شور و شعف رو و مخصوصاً اون وقت گذاری شدید رو واسه جشن های نیمه شعبان ندارن، و ناراحت کننده تر از همه اینها شاید این باشه که احتمالاً حتی خود جشن های نیمه شعبان هم تحت تأثیر این مسائل خواهد بود، چه قدر ناراحت کننده است اگه سخنران یه جشن بخواد از تریبونی که برای تبلیغ امام زمان در اختیارش قرار گرفته واسه انتشار عقاید و افکارش در مورد مسائل این روزها استفاده کنه...

امسال، و این روزها، مظلومیت پدر غریبمون بیشتر از همیشه نمود داره. همیشه از نبودن علنی ایشون تو جشن میلادشون می گفتیم و گله می کردیم، اما امسال، قضیه فراتر از این حرف هاست! دعا کنیم حالا که این مظلومیت و غربت این قدر زیاد شده، امسال پدرمون بیاد. نیمه شعبان جمعه است، روز میلاد آقامون جمعه است، همون جمعه ای که تو زیارتش می گیم: «امروز روز جمعه است و آن روز توست، که در آن انتظار ظهورت می رود...»

مایی که این روزها ناراحتیم، مگه نه این که فریادرس همه مظلومان کسی نیست جز امام زمان علیه السلام؟ مگه نه این که انتقام گیرنده از همه ظالمان کسی نیست جز امام زمان علیه السلام؟ مگه نه این که ما هر چی داریم از ایشونه؟ مگه نه این که ما خود ایشون رو حی و حاضر می دونیم و اعتقاد داریم ایشون احتیاج به واسطه ای بین خودشون و مردم ندارن؟ مگه نه این که ما باور داریم به ظهور ایشون و مگه نه این که ما این ظهور رو نزدیک می بینیم؟

پس همگی تو همین دو سه روز، اون قدر به درگاه خدا دعا و تضرع و التماس می کنیم، که امسال بالأخره پدرمون تو جشن میلادش شرکت کنه، که غربتش تو دنیا از بین بره، ظلم ها رو ریشه کن کنه و جهان رو از عدل و داد پر کنه...

همت کنیم؛ و باور داشته باشیم که:
شاید این جمعه بیاید، شاید...

 

در همین رابطه:

گل بی رخ یار خوش نباشد / پست نیمه شعبان سال 84
نوای فراق... / پست نیمه شعبان سال 85
جشن غم! / پست نیمه شعبان سال 86
قبل از سلام / اولین پست این وبلاگ
تشییع جنازه / متن کوتاه ادبی نوشته شده در نیمه شعبان سال 84
خانه دوست کجاست؟ / متن کوتاه ادبی نوشته شده در نیمه شعبان سال 85
به ما نگفتند / مقاله ای از سید مهدی شجاعی
ای چو بوی گل از دیده ها نهان / شعری از علی موسوی گرمارودی


چهارشنبه
 14 مرداد
 1388

 

ونداد
15



 

نظرات دیگران

 

 هانیه پنج شنبه، 15 مرداد 1388، ساعت 12:54
راست می‌گی... کی داره به نیمه‌ی شعبان و تولد مولامون فکر می‌کنه؟ پارسال چه خبر بود امسال چه خبره... بعد تازه نشستیم همین‌طوری می‌گیم آقا بیا دیگه!... کاش بیاد و همه‌ی اینا تموم بشه
E-mail:  hanieh1117@gmail.com

URL:  http://aztobato.persianblog.ir


پاسخ:
واقعاً، ای کاش بیاد...

 

 

ارسال نظرات

نام:

پست الکترونیکی:

سایت/وبلاگ:

نظر:

    

نکات بسیار مهم:

- نظرات شما ابتدا خوانده می شود و سپس در صورت صلاحدید، برای عموم قابل رؤیت می گردد.
- هرگونه مطلبی که مغایر با موازین عرفی و اخلاقی باشد، Deny می شود.
- از پذیرش نظراتی که در حقیقت تبلیغات وبلاگ ها و سایت های دیگر هستند، معذور است.

 

[ صفحه ورودی | یخچال | ادبی - مذهبی | سینمایی | کامپیوتری | ورزشی | پست الكترونيك ]


صفحه ورودی
درباره این وبلاگ
پست الكترونيک


نوشته های من

عمومی
ادبی مذهبی
سینمایی
کامپیوتری
ورزشی



موضوع این شماره:
رفتار انتخاباتی



آخرین آلبوم:
کربلا


وبلاگ های دوستان

ساده بگویم
سرزمین نور
از تو تا بی نهایت

*لینک به وبلاگ های فوق به معنی تأیید محتویات آنها نیست.

 

© کپی رایت 2009-2001 ونداد  - همه حقوق محفوظ است
weblog@vandad.ir