|
میلاد غریب...
روزهایی رو داریم می گذرونیم که همه ش عیده! از 4 مرداد به
ترتیب: تولد امام حسین علیه السلام، تولد حضرت عباس علیه
السلام، تولد امام سجاد علیه السلام، تولد خودم علیه السلام
(!!)، و بعد از چهار روز دوباره تولد حضرت علی اکبر علیه
السلام، و بعد از سه روز هم که تولد حضرت امام زمان علیه
السلام...
خیلی حال می ده که آدم تولدش بین وسط چند تا عید باشه، ولی
نخواستم تو وسط این اعیاد، واسه تولد خودم پست
بذارم! حرف های مهم تری هست!
امسال این روزها، روزهای قبل از جشن نیمه شعبان، یه حالت خاصی
داره! مثل هر سال نیست. هم این که یه دفعه خیلی زود از راه
رسید بدون این که رفته باشیم پیشواز، و هم این که اون قدر تو
جامعه بحث ها و حرف ها و اتفاقاتی هست که به هر حال این روز ها
رو تحت تأثیر خودش قرار داده. واقعاً از این موضوع ناراحتم.
خیلی! هر سال از اول شعبان کل شهر داشت خودشو آماده می کرد
واسه یه جشن بزرگ، اما امسال، نه! از اول شعبان هزاران مسئله
ریز و درشت اتفاق افتاده که هر کدوم جامعه رو تحت تأثیر خودش
قرار داده! متأسفانه هم حس می کنم که این کارها تعمدی بوده!
یعنی مسببین اون اتفاقات، می خواستن که در آستانه نیمه شعبان
باشه، چراهای زیادی هم می تونه داشته باشه که از حوصله و تحمل
من و شماها خارجه!
به هر حال، اون حال و هوای پرشور و قشنگی که مثلاً تو
سال 84
نوشته بودم دیگه نیست، همین که مراسم دادگاه اول متهمین،
تنفیذ، تحلیف و دادگاه دوم متهمین به ترتیب 6 روز، 4 روز، 2
روز و یک روز قبل از نیمه شعبان باشه، همین که بعد از مدت ها
آرامی نسبی، هفته منتهی به نیمه شعبان دوباره اون قدر پر از
اتفاق بوده که طبیعتاً دوباره خیابون ها رو شلوغ و ناآرام کرده
و...
همه اینها یعنی حتی تا خود روز عید هم، این روز بزرگ تحت تأثیر
مسائل دیگه قرار گرفته و ذهن جامعه بیشتر به اون سمته.
خلاصه اصلاً قشنگ نیست! امسال، بر خلاف سال های پیش، تمام شهر
برای پدر گیتی جشن نگرفته! چراغونی ها مثل هر سال نیست، بچه
های کوچه های این شهر مثل هر سال اون شور و شعف رو و مخصوصاً
اون وقت گذاری شدید رو واسه جشن های نیمه شعبان ندارن، و
ناراحت کننده تر از همه اینها شاید این باشه که احتمالاً حتی
خود جشن های نیمه شعبان هم تحت تأثیر این مسائل خواهد بود، چه
قدر ناراحت کننده است اگه سخنران یه جشن بخواد از تریبونی که
برای تبلیغ امام زمان در اختیارش قرار گرفته واسه انتشار عقاید
و افکارش در مورد مسائل این روزها استفاده کنه...
امسال، و این روزها، مظلومیت پدر غریبمون بیشتر از همیشه نمود
داره. همیشه از نبودن علنی ایشون تو جشن میلادشون می گفتیم و
گله می کردیم، اما امسال، قضیه فراتر از این حرف هاست! دعا
کنیم حالا که این مظلومیت و غربت این قدر زیاد شده، امسال
پدرمون بیاد. نیمه شعبان جمعه است، روز میلاد آقامون جمعه است،
همون جمعه ای که تو زیارتش می گیم: «امروز روز جمعه است و آن
روز توست، که در آن انتظار ظهورت می رود...»
مایی که این روزها ناراحتیم، مگه نه این که فریادرس همه
مظلومان کسی نیست جز امام زمان علیه السلام؟ مگه نه این که
انتقام گیرنده از همه ظالمان کسی نیست جز امام زمان علیه
السلام؟ مگه نه این که ما هر چی داریم از ایشونه؟ مگه نه این
که ما خود ایشون رو حی و حاضر می دونیم و اعتقاد داریم ایشون
احتیاج به واسطه ای بین خودشون و مردم ندارن؟ مگه نه این که ما
باور داریم به ظهور ایشون و مگه نه این که ما این ظهور رو
نزدیک می بینیم؟
پس همگی تو همین دو سه روز، اون قدر به درگاه خدا دعا و تضرع و
التماس می کنیم، که امسال بالأخره پدرمون تو جشن میلادش شرکت
کنه، که غربتش تو دنیا از بین بره، ظلم ها رو ریشه کن کنه و
جهان رو از عدل و داد پر کنه...
همت کنیم؛ و باور داشته باشیم که:
شاید این جمعه بیاید، شاید...
در همین رابطه:
گل بی رخ یار
خوش نباشد / پست نیمه شعبان سال 84
نوای فراق...
/ پست نیمه شعبان سال 85
جشن غم!
/ پست نیمه شعبان سال 86
قبل از سلام
/ اولین پست این وبلاگ
تشییع
جنازه / متن کوتاه ادبی نوشته شده در نیمه شعبان سال 84
خانه دوست
کجاست؟ /
متن کوتاه ادبی نوشته شده در نیمه شعبان سال 85
به ما
نگفتند / مقاله ای از سید مهدی شجاعی
ای چو بوی گل از دیده ها نهان / شعری از علی موسوی
گرمارودی
|