|
گله و فیلتر و یاد و حرف آخر!
هیچی نگین که از دست همه تون ناراحتم! خیلی هم ناراحتم! نگین
چرا نمیای! هرچند می دونم دیگه اینو نمی گین! چون اصلا نمی
دونین میام یا نه! بیشتر از 40 روز از آخرین پستم می گذره، ولی
این بار بر خلاف دفعه های پیش دلیل نیومدنم تنبلی یا نبودن
سوژه نبوده! بلکه دلیلش فقط این بود که تو کل این 40 روز حتی
یه کامنت هم نیومد! و منم نمی خواستم برای اولین بار یه پست
بدون کامنت داشته باشم! درسته، همیشه گفتم که تعداد کامنت واسه
من مهم نیست، بله، بازم می گم! ولی فکر می کنم این بار نداشتن
کامنتم تقریبا معادله با این که کسی مطلب رو نخونده و به اینجا
سر نزده! من خداییش این دفتر مشقمو خیلی دوست دارم و خیییلی هم
دوست دارم بیام توش بنویسم، ولی اگه کسی نباشه، واسه کی
بنویسم؟! خواهش می کنم تنهام نذارین، و مثل همیشه بهم لطف
داشته باشین! لطفاً!
اما عجیب ترین اتفاقی که واسه من تو این چند وقت افتاد، و قطعا
عجیب ترین اتفاق تاریخ حیات این سایت، این بود که به لطف
برادران عزیزمون قسمت «یخچال» سایت فیلتر شده!!!!!!!!! هنوز هم
که بهش فکر می کنم شاخ درمیارم! البته فقط
subdomain یخچال فیلتر شده و شما می تونین از طریق آدرس
www.Vandad.ir/yakhchal همچنان یخچال رو دنبال
کنین، همین جا ازتون می خوام یه بار دیگه برین و یخچال رو
ببینین! و دقیقا بررسی کنین ببینین چیزی که مستحق فیلتر باشه
توش می بینین؟! اگه ندیدین بالاغیرتاً به آقایون برادر بگین بی
خیال قضیه شن! آخه پدرت خوب، مادرت خوب، ما که تو آخرین
یخچالمون فقط یه حرکت اخلاقی و ارشادی انجام دادیم و رفتارهای
ناجوانمردانه انتخاباتی رو به نقد کشیدیم، حتی از خجالت شیطان
بزرگ اوباما هم دراومدیم! دیگه واسه چی فیلترش کردی؟!
و سال 88 هم با همه اتفاقهاش تموم شد! بدون شک امسال یکی از
به یادماندنی ترین و فراموش نشدنی ترین سال های زندگی همه ما
بود! سالی پر از اتفاقات ریز و درشت تلخ و شیرین. سالی که
واقعاً، واقعاً واقعاً، یعنی نه مثل هر سال، به طرز عجیبی به
سرعت برق گذشت!
توی پست اول امسال بر اساس این که سالمو با سفر کربلا شروع
کرده بودم، پیش بینی کردم که یه سال خوب و شیرین در پیش رومون
باشه، شاید اون قدر ها شیرین نبود، ولی به نظر من یه سال دوست
داشتنی بود. سالی که خیلی چیزها بهمون یاد داد و خیلی
چیزها رو روشن کرد...
این وبلاگ هم با وجود این که امسال شاید خیلی پررونق نبود، ولی
آهسته و پیوسته بود! یعنی برخلاف سال های 86 و 87، امسال هیچ
وقفه دو سه ماهه ای نداشتیم و تقریباً در همه ماه ها -به جز
اردیبهشت و دی- پست داشتیم. اولین پست سال، پستی بود که با نام
«سالی که نکوست...» از شهر کربلا ارسال شد و به همین خاطر خیلی
دوستش دارم. بیشتر پست های امسال هم از اعماق دلم براومده بود
و همه شونو دوست دارم، امیدوارم شما هم آشتی کنین با اینجا!!
ان شاء الله در سال 89 سعی می کنم بازم بیشتر به این روند
ادامه بدم، از همین الان هم قول یه یخچال جدید (آخ آخ باز این
فیلتره یادم اومد تا حرص بخورم!!) و همین طور بعد از مدت ها یه
مطلب سینمایی در مورد «به رنگ ارغوان» رو می دم...
اما از همه این حرف ها گذشته، چیزی که می خواستم حتماً بهتون
بگم اینه که امسال هم توفیق اینو خواهم داشت که سالمو با سفر
کربلا شروع کنم! ان شاء الله همین امروز جمعه مشرف می شیم. این
بار چون سفر صرفا زیارتیه و با خونواده هم می رم، لپ تاپمو با
خودم نمی برم و از اونجا پست نخواهم فرستاد، ولی مطمئن باشید
که بازم به یادتون هستم. شما هم لطف کنین و یه کاری کنین که
وقتی برگشت از دیدن نظراتتون خوشحال بشم.
و حرف آخر سال 88: حلالم کنین، که پاک برم جایی که جای ناپاک
ها نیست... یا علی...
|