|
آزمون صداقت!
یه کاری رو تصور کنین که انجام دادنشو خیلی دوست دارین! مثل
کتاب خوندن، فیلم دیدن، وبلاگ نوشتن (چه کارهای فرهنگی ای هم
مثال زدم!) نمی دونم، مثال ها رو ولش کنین، هرکی واسه خودش یه
کاری داره که خیلی دوستش داره دیگه! یه کاری که حتی می شه گفت
یه جورایی بهش وابسته است! یعنی تا این کارو نکنین شبا خوابتون
نمی بره!
یا یه کسی رو تصور کنین که به دیدنش خیلی مشتاقین! اگه بین دو
تا دیدارتون یه کم فاصله بیفته کلی دلتنگش می شین و واسه دیدنش
لحظه شماری می کنین!
یا یه چیزی رو تصور کنین که به وجود شما بسته است. اگه نباشه
یه جورایی دلتون می گیره...
خوب، همه اینا رو تصور کردین؟! حالا یه سؤال! اگه بهتون بگن تا
ظهور امام زمان -علیه السلام- حق ندارین اون کارو انجام
بدین، حق ندارین اون آدم رو ببینین یا حق ندارین اون چیز رو
داشته باشین، چه حالی بهتون دست می ده؟! واقعاً چه حسی پیدا می
کنین؟! خیلی ناراحت می شین یا نه؟!
اینجاست که معلوم می شه ما ظهور امام زمان -علیه السلام- رو چه
قدر نزدیک می دونیم! خیلی موقع ها ما یه حرف هایی می زنیم که
اگه واقعاً به عمق حرفمون توجه کنیم شاید خودمونم که اون حرف
رو زدیم اون قدر ها بهش اعتقاد و ایمان قلبی نداشته باشیم! اگه
هر روز خدا هم تو دعای عهد بگیم «و عجل لنا ظهوره إنهم یرونه
بعیداً و نراه قریباً» تا حواسمون نباشه که واقعاً معنای این
«نزدیک دانستن ظهور» چیه، ادعامون واقعی نیست! غیر از اینه؟!
|