
بررسی عملکرد تیم های حاضر در جام ملتهای اروپا - پرتغال 2004

یونان
-Greeceداریم در مورد قهرمان این مسابقات صحبت می کنیم. باورتان می شود؟! خیلی ها به یونان گیر می دادند و می گفتند ضد فوتبال بازی می کند. من در جواب آنها می گویم: اولاً که ضد فوتبال نبود، فقط دفاعی بود. ضد فوتبال یعنی این که به هر کاری متوسل شوی -مثلاً فقط زیر توپ بزنی- تا گل نخوری! در حالی که یونان اصلاً اینطوری نبود و واقعاً تیمی تاکتیکی بود. ثانیاً هم اینکه مهمترین و بزرگترین هنر یک مربی استفاده بهینه از «داشته ها» ی تیمش است و اتو ریهاگل واقعاً راندمانی بالای 100% داشت! ضمن این که هر کس هم چنین حرفی بزند، اسکولاری حق ندارد این را بگوید! چون خود او بود که وقتی مربی برزیل بود با همه در افتاد تا به آنها بگوید برای من فقط نتیجه مهم است! او حاضر بود فوق تکنیکی های برزیلی در زمین یک بازی خشک انجام دهند ولی ببرند. با کمی انصاف به این سؤال جواب دهید: آیا پیروزی بر پرتغال، پرتغال میزبان که یک بار از یونان شکست خورده و فقط برای انتقام آمده و می خواهد جشنی باشکوه برای خداحافظی ستارگانش از تیم ملی به پا کند، آن هم در بازی فینال، برای یونانی که تا قبل از این مسابقات حتی یک برد در یک تورنمنت معتبر بین المللی نداشته، کار کمی است؟! حال حتی اگر با ضدفوتبال هم باشد -که نبود- کار بسیار بزرگی است. این نکته را هم داشته باشید که یونان تنها تیمی بود که در تمامی خطوط در تیم منتخب تورنمنت نماینده داشت. نیکوپولیدیس در دروازه، دلاس و سیتاریدیس در دفاع، زاگوراکیس در خط هافبک و کاریستئاس در خط حمله. که با این اوصاف بیشترین سهم را نیز در این تیم با 5 بازیکن دارا بود. ضمن این که زاگوراکیس به عنوان بهترین بازیکن جام هم انتخاب شد.
پرتغال-
Portugalاما میزبان! به نظر من آنها شایسته همین مقام هم نبودند!! دو بازی آنها در مقابل یونان که حرفی برای گفتن باقی نگذاشت! در مقابل روسیه هم مدیون اشتباه فاحش داور در اخراج دروازه بان روسیه شدند. در مقابل اسپانیا هم باز این اسپانیا بود که افتضاح بود، نه این که پرتغال خوب بازی کرد! تا قبل از گل نونو گومژ پرتغالی ها یک حرکت مثبت هم نداشتند. البته منکر بازی زیبای آنها در مقابل انگلیس نیستم ولی باز هم معتقدم اگر آن بازی در کشوری غیر از پرتغال انجام می شد، آنها حتی نمی توانستند بازی را به وقت اضافه هم بکشانند. کما این که در همین بازی هم در دقیقه 83 توانستند. در مقابل هلند هم گل دور از انتظار مانیش باعث صعود آنها شد. از یک منظر دیگر به این تیم نگاه کنیم: فوق ستارگان نسل تاریخی این کشور خداحافظی تلخی از تیم ملی داشتند: فرناندو کوتو که بعد از بازی افتضاحی که در بازی افتتاحیه در برابر یونان انجام داد به نیمکت تبعید شد! روی کاستا -که اتفاقاً به نظر من مثل همیشه باز هم بهترین بازیکن پرتغال بود- علیرغم بازی زیبا و گلهای سرنوشت ساز باز هم ذخیره دکو بود و فیگو (که البته همچنان نسبت به خداحافظی دودل است) هم که واقعاً جز در بازی با هلند، بازیکنی بسیار معمولی و حتی سطح پایین تر بود. او بعد از تعویضش در مقابل انگلیس (که اتفاقاً پوستیگا که جای او به بازی آمد گل تساوی را زد) از همان طرف زمین از زمین بیرون رفت و بلافاصله راهی رختکن شد و حتی در جشن پیروزی هم تیمی هایش هم شرکت نکرد! ویتور بایا هم که به طور تحقیرآمیزی اصلاً دعوت نشده بود! دیگر ستارگان این تیم هم از قبیل پائولتا، روی جورج، فررا و حتی آندراده هم فروغ گذشته خود را نداشتند.
جمهوری چک-Czech Republic
چک تیم بسیار خوبی بود که مثل پرتغال، فرانسه و اسپانیا اسیر فوتبال منطقی یونانی ها شد! این تیم تلفیقی از حرکات فردی بازیکنانی مثل ندود، پوبورسکی، روسیچکی، و باروش و همچنین تاکتیک روان بود. آنها در هر سه بازی دور اول خود، در مقابل لتونی، هلند و آلمان ابتدا عقب افتادند ولی در نهایت بازی را بردند و دانمارک را هم که له کردند. در مقابل یونان هم بد موقعی گل خوردند، هرچند معلوم نبود بتوانند از پس مدافعین محکم یونانی بربیایند. چکی ها بعد از حذف قدرتهای بزرگ دیگر به همراه پرتغالیها مدعی اول قهرمانی بودند اما آنها هم یونان را ندیده بودند! اما این جام برای میلان باروش یک پیروزی بود. او که ابتدا یار ذخیره این تیم بود، بعد از به زمین آمدن در اولین بازی آنچنان درخشید که در نهایت آقای گل هم شد.
هلند-The Netherlands
هلند واقعاً دوست داشتنی است. کلاً فوتبال هلندی یک فوتبال جذاب است. آنها امسال هم چهره خوبی داشتند. نکات مثبت و منفی در این تیم زیاد بود. از نکات مثبت می توان به درخشش قابل پیش بینی نیستلروی و تمام شدن کابوس ضربات پنالتی نام برد و برای نکات منفی هم می توان به باخت دیگر در برابر جمهوری چک اشاره کرد. البته واقعاً نمی توان گفت هلند به حقش نرسید. ادووکات در ایجاد هماهنگی مورد انتظار چندان موفق نبود. در نهایت باید بگویم به شخصه بعد از دیدن بازیهای هلند، یکی به خاطر غیبت این تیم در جام جهانی گذشته افسوس خوردم و دیگری این که هلند تا امروز به دلایل مختلف نتوانسته بود از بزرگترین چهره این روزهای خود -رود ون نیستلروی- در تیم ملی بهره لازم را ببرد.
انگلیس-England
مثل این که دوباره باید بگویم سخت است که از شکست تیم محبوبم حرف بزنم! اما نه! این بار نه فقط من، که همه اذعان دارند که انگلیس شکست نخورد. این بار می خواهم با افتخار از این تیم سخن بگویم. انگلیس علاوه بر بهره وری از خلاقیت فردی بازیکنانی مانند رونی، لمپارد، اوون، جرارد و حتی اشلی کول، در بازی گروهی هم بدون شک بهترین و منظم ترین تیم جام بود. مدتها بود که انگلیس این چنین باصلابت بازی نمی کرد. درست از یورو96 به این طرف. البته چهره بسیار هجومی دوران ونه بلز، هادل و کیگان را نداشت، اما واقعاً تیمی قدرتمند بود. آنها در بازی اول در یک بدشانسی تمام عیار به فرانسه باختند، که تا دقیقه 91 هم جلو بودند. در بازی دوم هم که کاملاً در برابر سوییس برتر بودند و در بازی سوم هم بازی فوق العاده ای به نمایش گذاشتند. در مقابل پرتغال هم بعد از گل بسیار زیبا و زودهنگام اوون دیگر چندان حمله نکردند و بعد از دریافت گل دوم به فاصله 5 دقیقه دومین گل را زدند. ضمن این که معتقدم اگر رونی مصدوم نمی شد اصلاً کار به وقت اضافه نمی کشید. نکته منفی در این تیم دیوید بکام بود، که بر خلاف سالهای نه چندان دور که وزنه تیم ملی بود، در این جام فقط زحمات بقیه را به هدر می داد. اینها همه به خاطر پروبال بیش از حدی است که اریکسون به او داده. در همین تیم ملی فعلی انگلیس افرادی مثل سول کمپل سابقه بیشتری نسبت به این آقای کاپیتان دارند، چه برسد به تیم ملی در زمانی که برای اولین بار بکام بازوبند را به بازو بست: سیمن، ادامز، کمپل، کیون، ساوت گیت و... ضمن این که روی چه حسابی او پنالتی زن انگلیس شده؟! در زمان حضورش در من یونایتد پنالتی زن این تیم اروین و بعدها هم نیستلروی بودند، در رئال هم که فیگو پنالتی می زند و تازه نوبت های بعدی هم مال رائول، زیدان، رونالدو، روبرتو کارلوس و حتی هلگرا است. سابقه پنالتی های بکام هم که مشخص است: یک از دست دادن دیگر در برابر ترکیه، و از بین آنها که گل شده هم معروفترین آنها که در مقابل آرژانتین در جام جهانی بود همه دیدیم که چقدر بد زد و واقعاً شانس آورد که گل شد! حال در نظر داشته باشید که در تیم ملی افرادی مثل لمپارد وجود دارند که پنالتی زن های تیم باشگاهیشان هستند! این پنالتی های این آقای خوش تیپ، دو شکست انگلیس را رقم زد، که غیر از این دو بازی، انگلیس بازی های دیگر را برد. پس انگلیس فقط به خاطر بکام حذف شد. یک بار دیگر به آمار این تیم نگاه کنید: 10 گل در 4 بازی! واقعاً خارق العاده است. رونی آقای گل دوم و لمپارد هم آقای گل سوم شدند. ضمن این که این دو، به اضافه کمپل و اشلی کول با حضور در تیم منتخب جام باعث شدند انگلیس با 4 نماینده بعد از یونان در رده دوم بایستد. علاوه بر اینها، بازیهای انگلیس در برابر پرتغال، کرواسی و فرانسه از زیباترین بازیهای جام بودند. حالا باز هم می گویید آنها شکست خوردند؟! نه، ما شکست نخوردیم.
فرانسه-France
ناامیدکننده! این بهترین تعبیر برای حضور تیم ملی فرانسه در این رقابت هاست. فرانسوی ها هیچ نشانی از تیمی که مدافع عنوان قهرمانی است نداشتند! شاید شکست فاجعه وار فرانسه در جام جهانی یک اتفاق بود، اما یقیناً این یکی را نمی توان اتفاق دانست. نام های بسیار بزرگی مثل آنری، پیرس، ویرا، ترزگه، ماکلله، و به خصوص دسایی تورنمنتی کابوس وار را گذراندند. در این تیم فقط زیدان خوب بود که البته او هم در سطح خودش بازی نمی کرد. آنها به واقع هیچ چیزی از خود نشان ندادند. در بازی اول که در ثانیه های تلف شده روی هنرنمایی انفرادی زیدان از شکست گریختند، در بازی دوم هم که گل اولشان را تودور به خودشان زد و گل دوم هم روی اشتباه فاحش داور پذیرفته شد تا مساوی کنند! در بازی سوم در مقابل سوییس ضعیف، باز هم چنگی به دل نزدند و در بازی آخر هم که واقعاً چیزی برای از دست دادن نداشتند، بسیار ضعیف بازی کردند. البته جو متشنج اردوی این تیم هم در این نتایج تأثیر داشت: امضای قرارداد سانتینی با تاتنام درست قبل از شروع بازی ها و زد و خورد آنری و پیرس که اتفاقاً هم باشگاهی هم هستند، در اردوی تیم ملی! اما آینده برای این تیم تاریک تر هم می شود، وقتی بزرگان پا به سن گذاشته این تیم، زیدان، لیزارازو، بارتز، دسایی، تورام، و ... از تیم ملی کناره گیری کنند...
سوئد-Sweden
سوئد همیشه همین بوده! تیمی که عالی شروع می کند، خوب هم بازی می کند، ولی زود حذف می شود. اگر از جام جهانی 94 بگذریم، که سوئد در نیمه نهایی در یک بازی بسیار نزدیک مغلوب برزیل قهرمان شد و در بازی رده بندی بلغارستان، پدیده بازی ها را با 4 گل در هم کوبید، در بقیه تورنمنت هایی که سوئد در این چند ساله در آن شرکت داشته، همین آش بوده و همین کاسه. باز هم فقط باید بگوییم لارسن، ابراهیموویچ، ملبرگ، لیونگبرگ، آیزاکسون و اسونسون ها چهره خوبی از خود به نمایش گذاشتند.
دانمارک-Denmark
دانمارکی که دور اول را بسیار خوب به پایان برده بود، در دور دوم اصلاً نشانی از تیم قبلی نداشت و همانند جام جهانی با یک شکست سنگین سه بر صفر حذف شد! البته انصافاً شایسته چنین باختی نبود. در این تیم هم توماسون، سورنسن، یورگنسن، گراویسن، و گرونشائری که در ابتدای رقابت ها مادر خود را از دست داد، عالی بودند ولی ابه ساند، ستاره بزرگ آنها، خیلی با دوران اوجش که همیشه بوی گل می داد فاصله داشت.
ایتالیا-Italy
افتضاح!! اما اشتباه نکنید! ایتالیا را نمی توان همانند فرانسه ناامیدکننده خواند، چون با این افتضاح آخری، تراپ بالاخره برکنار شد و این یعنی امیدواری به آینده ایتالیا! در بین ستارگان پرشمار این تیم، دل پیرو، ویری، پیرلو و خیلی های دیگر هیچ نشانی از نام خود نداشتند، ولی در عوض یکی مثل زامبروتا واقعاً فراتر از انتظار بود. بازیکنان دیگری مانند بوفون، کاسانو و نستا هم همان طور که انتظار می رفت، خوب بودند. در مورد توتی هم که حرفی نزنیم بهتر است! او، رائول و بکام بازندگان بزرگ این جام بودند. خلاصه این تبم که ادعای قهرمانی داشت و خود را 100% فاتح جام می دانست، به چنین سرنوشتی مبتلا شد تا پرونده سیاه مربیگری جووانی تراپاتونی در تیم ملی بسته شود. امیدوارم لیپی بتواند بار دیگر فریاد گراتزیه آتزوری را به گوش ما برساند. واقعاً امیدوارم...
اسپانیا-Spain
انگار واقعاً اشکال از اسپانیا نیست! اشکال از ماست که انتظار داریم اسپانیا در یک تورنمنت بزرگ بدرخشد! چرا تیم ملی کشوری که باشگاههایش در دنیا حکومت می کنند، هیچ گاه انتظارات طرفدارانش را برنیاورده است؟! سائس نشان داد که در حد تیم ملی بزرگسالان اسپانیا نیست. دوران افول وحشتناک رائول همچنان ادامه دارد، و اعتماد بیش از حد سائس به او، به مورینتس آماده اجازه خودنمایی نمی داد. بعد از پیروزی در برابر روسیه، آنها مثل تمامی بازیهایی که در مقابل یونان تحت مربیگری ریهاگل انجام داده بودند، باز هم متوقف شدند و در برابر پرتغال هم که خیلی زود و بلافاصله بعد از دریافت گل، روحیه شان را باختند، حال آنکه تا قبل از گل تیم برتر میدان بودند. نکته تاریک دیگر اسپانیا در این جام این بود که معمولاً این تیم در رقابت هایی این چنینی، پدیده ای جوان عرضه می کرد. اما در یورو 2004 حتی همین را هم از اسپانیا ندیدیم! از رائول براوو که جوان این تیم بود هم در رئال بازیهای به مراتب بهتری دیده بودیم! آیا طلسم ناکامی های اسپانیا بالاخره می شکند؟!
روسیه-Russia
بازی اول را که باختند! بعد از بازی و در جریان تمرینات آماده سازی برای بازی با پرتغال هم، موستووی، مشهورترین ستاره این تیم، به مربی اعتراض کرد و او هم چاره ای جز اخراج وی از اردو نیافت! با این شرایط در مقابل پرتغال میزبان به میدان رفت و داور طی یک اشتباه تعیین کننده، افچینیکوف دروازه بان این تیم را اخراج کرد تا روسیه باز هم ببازد و به این ترتیب همه چیز دست به دست هم داد تا این تیم اولین تیمی باشد که از گردونه رقابت ها حذف شده! اما روس ها در بازی سوم که برای اعاده حیثیت آمده بودند، در برابر یونانی که در نهایت قهرمان شد به یک پیروزی باارزش دست یافتند. نکته مهم دیگر در مورد این تیم درخشش فوق العاده الکسی اسمرتین در خط دفاع بود.
آلمان-Germany
تساوی در برابر هلند نتیجه بدی نیست! اما تساوی در برابر لتونی و باخت در مقابل ذخیره های چک چی؟! آلمان روز به روز ضعیف تر می شود. در این جام از قرعه بسیار آسان جام جهانی هم خبری نبود تا مثل یورو 2000 آلمان در همان دور اول به راحتی حذف شود و بلافاصله هم مربی این تیم برکنار گردد! فاجعه است وقتی می بینیم در تیم ملی کشوری که خود را صاحب سبک در فوتبال می داند، 5 مهاجم وجود دارند که 4 تای آنها اصالتاً آلمانی نیستند!! این تیم در سه بازی تنها دو گل زد که اولی را فرینگز مدافع به صورت اتفاقی به ثمر رساند و دومی را هم بالاک. کلوزه که مدتهاست افت کرده، بوبیچ و برداریچ هم در تیم ملی بازیهای باشگاهی را تکرار نکردند. پودولسکی هم که فرصتی برای خودنمایی نداشت. کورانی هم که کورانی اشتوتگارت نبود. فیلیپ لام هم بر خلاف تبلیغات فراوان چیز خاصی ارائه نداد و کان هم که یک بار دیگر نشان داد مدتهاست وقت خداحافظی اش فرا رسیده... خلاصه این که، آلمان طبق معمول این چند سال، باز هم روی اعصاب بازی می کرد!!
کرواسی-Croatia
به اعتقاد من کرواسی فرا تر از انتظار بود. این تیم شایسته مقام های بالاتر از سیزدهم بود. بازی روان این تیم طرفدارانش را راضی کرد. شما تصور کنید که در ابتدای بازی از فرانسه -قهرمان دور قبل و بزرگترین مدعی این دوره- روی اشتباه بازیکن خودی عقب افتاده اید، آنگاه با ارائه فوتبال زیبا و هجومی، دو گل به این تیم بزنید. حق کرواسی در برابر فرانسه بدون شک فقط و فقط پیروزی بود. آنها در مقابل انگلیس هم عالی بودند. بعد از گل زودهنگام نیکو کواچ در دقیقه 5 هرگز به ضدفوتبال رو نیاوردند و تا آخر بازی بسیار خوب ادامه دادند و یکی از قشنگترین بازی های جام را رقم زدند. شاید اگر در مقابل سوییس جدیت بیشتری نشان می دادند و یا کیم نیلسن در بازی با فرانسه عادلانه قضاوت می کرد کرواسی به جایگاه واقعی اش می رسید. اتو باریچ تیم خوبی ساخته بود و با استعفای محافظه کارانه اش خاطره خوبی از هدایت تیم ملی بر جای گذاشت. زدن دو گل به انگلیس و دو گل هم به فرانسه کار هر تیمی نیست!
لتونی-Latvia
لتونی هم تیم خوبی بود. آنها تا دقیقه 73 از چک جلو بودند و با آلمان هم مساوی کردند. در بازی آخر هم اگر هلند نیاز شدید به هر سه امتیاز و گل آوراژ بالا نداشت هرگز 3-0 نمی باختند! فراموش نکنید که این اولین تورنمنت جدی این کشور تازه استقلال یافته بود. به هر حال آنها نشان دادند پتانسیل بالایی دارند.
سوییس-Switzerland
اما سوییس. این تیم هم فقط برای کسب تجربه آمده بود. تساوی در برابر کرواسی برای سوییس نتیجه خوبی است. در مقابل انگلیس هم به اندازه سه گل از حریف پایین تر نبودند و در مقابل فرانسه هم موفق شدند تنها گلشان را بزنند. چنین مقامی برای این تیم قابل پیش بینی بود.
بلغارستان-Bulgaria
و بالاخره بلغارستان. عجیب است که نسل طلایی و درخشان استویچکوف، لچکوف و بالاکوف هیچ فرزند خلفی ندارد! تحقیر آمیز است که تیمی که 10 سال پیش توجه تمام دنیا را به خودش جلب کرده بود، تبدیل به زنگ تفریح اروپایی ها شده! خوردن 5 گل در یک مسابقه در فوتبال امروز بسیار فراتر از ضعیف بودن است! چند تا «خیلی» کم دارد! هرچند واقعاً به یکباره از هم پاشید و سزاوار دریافت 5 گل نبود. در بازی دوم هم که حرف خاصی برای گفتن نداشت ولی در مقابل ایتالیایی که فقط برای برد آمده بود، تا دقیقه 90 موفق شده بود بازی را مساوی نگه دارد. در هر صورت دریافت 9 گل در سه بازی در برابر تنها یک گل زده، برای هیچ تیمی جالب نیست. چه برسد به بلغارستان! ای کاش به این مسابقات راه نمی یافت که لااقل این گونه آبروی خود را از دست رفته نمی دید!
مرسی!
راستی! تابلو بود از پرتغال و فرانسه و آلمان متنفرم؟!!
به من ای-میل بزنید
از همین قلم:
بررسی عملکرد تیمهای حاضر در
جام جهانی 2002 کره و ژاپن
© کپی رایت 2004-2001 ونداد -
همه حقوق محفوظ است
vandad@vandad.ir