یخچال  
     

خواستگاری

راههای مختلفی برای آشنایی وجود داره,

1- مثلا تا از طرف خوشتون اومد, بهش شماره بدین:

وقتی این مجید خان این همه تجزیه تحلیل کرده دیگه من چی بگم؟!!

 

2- اگه کسی چشمتونو نگرفت, یا این که اصطلاحا بهتون پا نداد, ناامید نشین! آگهی های استخدام رو که دیدین, حالا اینو ببینین:

آخیییی! چه از خود گدشته!!

 

3- اما اگه می خواین مطابق رسوم رفتار کنین, اول یه دوره ببینین بعد دست به کار شین:

قبلا دیده بودین؟! تکراری بود؟! سیه داداس؟!! همینه که هـَ !! حرفیه؟!!!

 

4- تازه سفره عقد هم واسه خودش کلی حساب کتاب داره:

هر هر هر خندیدم!!!!

 

5- اما بالاخره به هم می رسین:

حالا چرا این قدر اخمو؟!! بخندین بابا!

 

6- به هر حال, مبارکه:

 ان شا ا... به پای هم پیر شین!

 

در پایان هم باید خدمتتون عرض کنم که من اِند تیریپ, قیافه, هیکل, کلاس, مایه, و... هستم, زن من می شی؟!!!!!!!!!!!!!!!
به من ای-میل بزنید

 

شعر       
دخـتـری از کـوچـه باغی می گذشت
یـک پـسـر در راه نـاگـه سـبـز گـشـت
در پـی اش افــتـاد و او گــفـتـا سـلام
بـعـد از آن دیـگـر نـگـفـت او یـک کلام
دخـتــر  ا مــا  نـاگـهــان و  بـی درنـگ
سـوی او بـرگـشـت مـثل یـک پـلـنـگ
گـفـت  بـا  او :  بـچـه پـر روی  خـفـن
می دهی زحمت به بانویی چو من؟
مـن کـه نـامـم هـسـت آزیـتـای صـدر
مــن کــه زیــبــایــم مــثــال مــاه بـدر
مــن کــه در نــبــش خــیــابــان بـهـار
مــی کــنـم در شـرکــت رایــانــه کــار
دخـتـری چـون مـن کـه خیلـی خانمه
بیست و شش ساله, مـجرد, دیپلمه
دختری که خانه اش در شهرک است
کوی پنجم, نبش کوچه, نمره شصت
در چـه مـورد بـا تـو گـردد هـم کـلام؟!
بـا تـو مــن حـرفـی نـدارم, والـسـلام!

آخی بیچاره پسره ضایع شد! ولی وقتی دختره این همه آمار زندگی شو داده, یعنی طلبه س! فقط تابلو بوده سه سوت بله رو بگه! حالا کی پایه س با من یه تیریپ بریم شهرک خودمون مُخشو بزنیم؟!!!

 

جوک-  ترکه میره خواستگاری میگن دختر ما می خواد درس بخونه! میگه باشه اشکالی نداره میرم 2 ساعت دیگه برمی گردم!!!
تو این دو ساعت میاد بره حموم می بینه آب داغه نعلبکی بر می داره!!!
بعد دوباره 2 ساعت دیگه برمی گرده می بینه عروس ریش داره! خنده اش میگیره و عروس ناراحت میشه! بهش میگن برو از دلش دربیار میره پیش عروسه و میگه عروس خانم ماشاا.. واسه خودت مردی شدیا!! حالا چرا گریه می کنی؟!! مرد که گریه نمی کنه!!
ترکه هم می خواسته نماز بخونه مُهر نداشته به جاش امضا میزنه!!
دو تا ترک تو یه شهر به هم می رسن، یکیشون آفتابو نشون میده میگه میدونی این ماهه یا خورشید؟! اون یکی میگه منم مثل تو تو این شهر غریبم!!
زن ترکه به شوهرش میگه واسه تولدم یه کادو بخر که به پالتو پوستم بخوره. مرده میگه: قبلاً فکرشو کردم! برات نفتالین خریدم!!
به ترکه میگن میدونی 17 شهریور چه روزیه؟ می پرسه مطمثن نیستما ولی 22 بهمنه؟!!
به ترکه میگن چرا با جوراب می خوابی؟ میگه اینطوری راحت ترم قبلاً ها که با کفش می خوابیدم سختم بود!!
جوک آخرم هم یه نکته علمی توش داره: میدونین چرا چشم خر مثل گربه برق نمی زنه؟! خوب معلومه، اگه برق میزد که اردبیل شبها می شد لاس وگاس!!!
 


 

آرشیو یخچال: اگه می خواین شماره های قبلی یخچال رو هم ببینین, رو اسمشون کلیک کنین:
مسافرت نوروزی، شجاعت، روبوسی، حیوانات باکلاس، عاشقانه، اوقات فراغت، پرزیدنت خاتمی، کمبود امکانات، هیجان، انتخابات



 

© کپی رایت 2005-2001 ونداد  - همه حقوق محفوظ است
yakhchal@vandad.ir